خانه / نوشتار و اخبار / تقویم گوهران- ۱۴تیر|.۴jul

تقویم گوهران- ۱۴تیر|.۴jul

امروز دوشنبه ۱۴ تیر/ ۴ ژوئیه مصادف با تولد صادق چوبک نویسنده و درگذشت فرانسوا شاتوبِریان نویسنده، ادیب و محقق فرانسوی، ساموئل ریچاردسون نویسنده و داستان‏سرای انگلیسی و تئودور اشتورم نویسنده و شاعر آلمانی است.

صادق چوبک

صادق چوبک متولد ١۴ تیر ١٢٩۵به همراه صادق هدایت از پیشگامان داستان‌نویسی مدرن ایران است. از آثار مشهور وی می‌توان از مجموعه داستان انتری که لوطی اش مرده بود و رمانهای سنگ صبور و تنگسیر نام برد. اکثر داستان‌های وی حکایت تیره‌روزی مردمی است که اسیر خرافه و نادانی و پایبند به مذهب خویش هستند. چوبک با توجه به خشونت رفتاری ای که در طبقات فرودست دیده می‌شد سراغ شخصیت‌ها و ماجراهایی رفت که هرکدام بخشی از این رفتار را بازتاب می‌دادند و به شدّت ره به تاریکی می‌بردند. او یک رئالیست تمام عیار بود که با منعکس کردن چرک‌ها و زخم‌های طبقه رها شده فرودست نه در جستجوی درمان آنها بود و نه تلاش داشت پیشوای فکری نسلی شود که تاب این همه زشتی را نداشت. به همین دلیل چهره کریه و ناخوشایندی که از انسان بی‌چیز، گرسنه و فاقد رؤیا ارائه می‌دهد، نه تنها مبنای آرمان گرایانه ندارد بلکه نوعی رابطه دیالکتیکی است بین جنبه‌های مختلف خشونت. او در اکثر داستانهای کوتاهش و رمان سنگ صبور رکود و جمود زیستی ای را به تصویر کشید که اجازه خلق باورهای بزرگ و فکرهای مترقی را نمی‌دهد. از این منظر طبقهٔ فرودست هرچند به عنوان مظلوم اما به شکل گناهکار ترسیم می‌شود که هرچه بیشتر در گل و لای فرومی‌رود.

فرانسوا شاتوبِریان

فرانسوا رنه دو شاتوبریان (معروف به شاتوبریان) (۱۷۶۸-۱۸۴۸ میلادی) (به فرانسوی: François-René de Chateaubriand) نویسنده، شاعر و سیاست‌مدار فرانسوی در سن ملو دیده به جهان گشود. او را به عنوان بنیانگذار رمانتیسیسم در ادبیات فرانسه می‌شناسند. زندگی در سال ۱۷۶۸ میلادی در شهر سن ملو فرانسه و در خانواده‌ای سرشناس و ثروتمند زاده شد. او پس از تحصیلات مقدماتی به خدمت ارتش درآمد. وی در پایان زندگی سفرهایی به یونان، قسطنطنیه، فلسطین و اسپانیا کرد و در بازگشت به فرانسه به مبارزه با ناپلئون پرداخت. آثار [ویرایش] شهرت عمده شاتوبریان مدیون اشعار رومانتیک و نثر شاعرانه اوست. او از پیشروان مکتب رومانتیسم فرانسه به شمار می‌رود.

ساموئل ریچارْدْسون

ساموئل ریچارْدْسون، رمان نویس انگلیسی در ۱۹ اگوست ۱۶۸۹م در انگلستان به دنیا آمد. وی در ابتدا به کارآموزی در یک چاپ‏خانه مشغول شد و علاوه بر فراگیری فنون چاپ و تصحیح نمونه‏‌های کتاب، با مطالعات فراوان بر وسعت فکر و اطلاعات خود افزود. ریچاردسون از ۲۰ سالگی به نویسندگی روی آورد تا این که با انتشار تقوای اجریافته در ۴ جلد به شهرت فراوانی رسید. پیروزی این اثر چنان قاطع و قابل توجه بود که هر کس آن را نخوانده بود به بی‏‌ذوقی و رکود ذهن متهم می‏‌شد. وی در سال‏‌های بعد کتاب سرگذشت بانوی جوان در ۷ جلد و تاریخ سِرْچارلْزْ گراندیسون را در ۷ جلد نگاشت که این دو کتاب نیز موفقیت زیادی به دست آوردند. ریچاردسون از آن پس از داستان‏‌نویسی دست برداشت و به جمع‏آوری قطعه‏‌های برگزیده‏ای از کتاب‏‌هایش پرداخت که شامل کلمات قصار و عبارت‏‌های حکیمانه و اخلاقی بود. در واقع، ادراک ریچاردسون درباره دگرگونی و انقلاب روح فرد و ایمان پرشور و راسخ او به تقوا و فضیلت و شیوه پرهیجان رمان‏‌هایش، موجب پیروزی و محبوبیت فراوانش نزد کسانی می‏شد که تشنه رمان‏‌های سرگرم‏‌کننده بودند و هم‏چنین تجزیه و تحلیلی که در این کتاب‏‌ها از قلب و روح آدمی به عمل آمده بود، برایشان سود فراوان داشت. در سال‏‌های بعد، شهرت ریچاردسون به خارج از انگلستان کشیده شد و الهام‏‌بخش بسیاری از نویسندگان اروپا گشت. در حقیقت، ریچاردسون پدر رمان تحلیلی در انگلستان شناخته شده و داستان‏‌نویسی انگلیسی را به طرزی که امروزه معمول است پایه‌گذاری نموده است. ساموئل ریچاردسون سرانجام در ۴ جولای۱۷۶۱م در ۷۲ سالگی درگذشت. درباره او گفته‏‌اند که هیچ نویسنده‏ای قبل از ریچاردسون نتوانسته است چنین عمیقانه قلب و روح آدمی را بشکافد و مورد تجزیه و تحلیل قرار دهد.

تئودور اشتورم
تئودور اشتورم ادیب آلمانی، در ۱۴ دسامبر ۱۸۱۷م در شهر هوسوم در شمال آلمان به دنیا آمد. او یکی از پایه‌گذاران رئآلیسم شاعرانه در آلمان است. تاثیر اشتورم به‌خصوص در آثار راینر ماریا ریلکه و توماس مان قابل لمس است. اشتورم، بزرگ‌ترین فرزند از سیزده فرزند وکیل مدافعی به‌نام یوهان کازیمیر و همسر او لوسی وولدزن، دوران نوجوانی خود را بدون نگرانی در خانۀ پدری سپری کرد. خانۀ پدری با اتاق‌های بزرگ، ساختمان کارمندان و یک باغ بزرگ که متعلق به جد مادری او بود، دنیایی بود که در آن بعضی ساعات آرام را سپری کرد یا مثل یک پسر بچۀ شیطان با خواهر و برادرش بازی کرد. دریا، تپه‌های شنی و رودخانه. مناظر منحصر به‌فرد آن منطقه با تمام قدرت روی آن انسان جوان تاثیر می‌گذاشت که آن تکه از کرۀ خاکی را بیش از هر چیز دوست می‌داشت و اگر قرار بود آنجا را ترک کند، عمیقاً غمگین می‌شد. اما آن چشم‌اندازها و شهر خاکستری، اولین انگیزهای اشتورم جوان برای نوشتن نبودند، بلکه حکایات و قصه‌های متعدد آن حوالی هم مؤثر بود که مادر بزرگش و به‌خصوص «زن قصه‌گو»، لنا ویز به شکلی خارق‌العاده آنها را تعریف می‌کردند. اشتورم بیست ساله به خواست پدر، شروع به تحصیل در رشتۀ علم حقوق در کیل و بعدها در برلین کرد. وی در سال ۱۸۴۳ به هوسوم بازگشت و به‌عنوان وکیل مشغول به کار شد. طی سال‌های بعد به کنستانسه اسمارش علاقمند شد و در سال ۱۸۴۶ با او ازدواج کرد. این پیوند و زیبایی‌های وطن، موجب شکل گرفتن استعداد شعر گفتن در اشتورم شد. اشتورم در سال ۱۸۵۲ به دلایل سیاسی (او در راه لغو قانون ارث اشراف‌زادگان فعالیت می‌کرد و به این ترتیب مخالفت خود را با حاکمان دانمارکی نشان می‌داد) شغل خود را از دست داد و به‌عنوان ارزیاب به پوتسدام تبعید شد. در ۱۸۵۶ قاضی حوزۀ هایلیگن‌اشتات شد. در ۱۸۶۴ توانست مجدداً به ‌عنوان ناظر به هوسوم بازگردد و در ۱۸۶۶ برای بار دوم ازدواج کرد. همسر او دوروتئا ینسن نام داشت. شاعر در ۱۸۸۰ هاده‌مارشن در هولشتاین را برای دوران استراحت و آرامش خود برگزید. در آنجا مشهورترین نوول‌های خود را نوشت. هفتادمین سالروز تولد اشتورم، همراه با بزرگداشت‌های متعددی از تمام نقاط آلمان بود. کمی پس از آن به بیماری سرطان مبتلا شد که مدت زیادی از آن رنج برد و بالاخره مغلوب آن شد.
الگوهای ادبی اشتورم، نویسنده‌هایی از دوران پسارمانتیسم بودند. به ‌خصوص ادوآرد موریکه، یوزف فون ایشن‌دورف و هاینریش هاینه.
اشتورم با موریکه، تئودور فونتان، گاتفرید کِلِر، پاول فون هی‌زه و همچنین نویسندۀ روس، ایوان تورگنیف، ارتباطی دوستانه و نامه‌نگاری داشت. اشتورم تحت‌تأثیر گوته، یاد گرفت که تصورات و برداشت‌های خود از عشق، طبیعت و احساس عمیقش به وطن را به رشتۀ تحریر درآورد. آثار برجستۀ او که در عین حال از زبانی بسیار ساده برخوردار هستند، به دلیل آهنگ خوش و فرم فوق‌العاده‌ای که دارند، مورد توجه و تأیید خوانندگان واقع می‌شوند. اشتورم در سال‌های کهولت بیشتر روی نوول‌هایی کار کرد که دیدگاه‌های روان‌شناختی را مورد بررسی قرار می‌دادند و مشکلات جامعه را مطرح می‌کردند. طبیعت‌گرایی در این آثار اشتورم کاملاً به‌ وضوح حس می‌شود.
اشتورم شعری هم در مورد هوسوم، شهر مورد علاقه خود گفته و آن شهر را جاودان کرده است. گرچه این شعر چندان مورد توجه اهالی آن شهر قرار نگرفت، زیرا اشتورم شهر هوسوم را شهری خاکستری می‌خواند: «…ولی من تو را ای شهر خاکستری ساحلی/ دوست دارم…»
تئودور اشتورم در ۴ جولای ‌ ۱۸۸۸ در هاده‌مارشن از دنیا رفت.

همچنین ببینید

جان لوکری

رمان جدید «جان لوکری» در راه است

مدیر برنامه‌های «جان لوکری» نویسنده ۸۵ ساله انگلیسی از انتشار رمان جدید این نویسنده با …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

11 − چهار =