خانه / نوشتار و اخبار / سروده ای از جمشید ارجمند

سروده ای از جمشید ارجمند

جمشید ارجمند بر خلاف تصور برخی علاوه بر ترجمه ، نقد و نویسندگی ، در زمینه شعر نیز آثاری از خود به جای گذاشته است. شعر زیر از جمله سروده های او و تنها شعری است که از میان اشعار او به چاپ رسیده است. این شعر وی با درونمایه آرمانی و سیاسی بسیاری از آزادی خواهان آن سال ها مرتبط بوده و در سال ۱۳۴۱ در زندان سروده شده است.

ساقی نامه
دامن کشان ساقی مِی خواران از کنار یاران مست و گیسو افشان
می گریزد
در جام مِی از شرنگ دوری وز غم مهجوری چون شرابی جوشان
مِی بریزد
دارم قلبی لرزان به رهش دیده شد نگران ساقی مِی خواران
از کنار یاران مست و گیسو افشان می گریزد
دارم چشمی گریان به رهش روز و شب بشمارم تا بیاید.
آزرده دل از جفای یاری بی وفا دلداری ماه افسونکاری
شب نخفتم
با یادش تا دامن از کف دادم شد جهان از یادم
راز عشقش را در دل نهفتم
دارم چشمی گریان به رهش روز و شب بشمارم
تا بیاید
زمستان ۱۳۴۱
سروده شده در زندان قزل قلعه

همچنین ببینید

جان لوکری

رمان جدید «جان لوکری» در راه است

مدیر برنامه‌های «جان لوکری» نویسنده ۸۵ ساله انگلیسی از انتشار رمان جدید این نویسنده با …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

هشت − دو =