خانه / مجله شعر گوهران / شعر ایران / اختصاصی |روایت ابوالقاسم ایرانی از چند دهه آشنایی با شاملو

اختصاصی |روایت ابوالقاسم ایرانی از چند دهه آشنایی با شاملو

احمد شاملو شاعری است که ادبیات و شعر معاصر، بعد از نیما، تحت‌تأثیر اصول شعری وی یعنی شعر سپید و یا شعر شاملویی قرار گرفت. او در سال ۱۳۲۵ پس از آشنایی با نیما یوشیج به این سبک نوین شعری روی آورد. فعالیت‌های شاملو تنها در حوزه انتشار دفتر شعر محدود نبوده و تألیف کتاب کوچه با تمرکز بر فرهنگ عامه، از جمله دیگر فعالیت‌های ادبی وی و نوع دیگری از توجه او به زبان فارسی شمرده می‌شود. او این دانشنامه فولکلور ایران را با کمک همسرش آیدا سرکیسیان در چندین مجلد تدوین کرد. زندگی شخصی وی از مهاجرت‌های کودکی‌اش به واسطه اشتغال پدرش در ارتش، ترک تحصیل در پایان مقطع دبیرستان و بزرگسالی و ازدواج با آیدا سرکیسیان همگی در مسیر ادبی او نقش مهمی ایفا کرده است. کما این که او در خصوص ازدواج با آیدا سرکیسیان و درباره مجموعه آیدا در مجله فردوسی گفته است: «هرچه می‌نویسم برای اوست و به خاطر اوست… من با آیدا آن انسانی را که هرگز در زندگی خود پیدا نکرده بودم، پیدا کردم».
شاملو همچنین در زمینه مطبوعات، انتشار تاثیرگذارترین هفته‌نامه‌های سال‌های دهه ۴۰ را بر عهده داشته است. هفته‌نامه‌های کتاب هفته، خوشه و کتاب جمعه از جمله این فعالیت‌های مطبوعاتی است. هنوز هم دستیابی به هر یک از شماره‌های این هفته‌نامه‌ها غنیمت ادبی محسوب می‌شود.
شب شعر خوشه و گردهمایی شاعران بسیاری در این محفل، فرصت حضور و نزدیکی به بزرگان ادبی آن زمان و آشنایی با شعر نو را برای شعر دوستان جوان آن زمان فراهم آورد.
وی در زمینه سینما نیز فیلمنامه‌هایی نوشته و «فرار از حقیقت» و «بن بست» از جمله آن هاست.
شاملو شاعر اسطوره‌ای برای ادبیات معاصر ایران است و شاعران بسیاری در دوران مختلف، تأثیر زیادی از آثار او گرفته‌اند. این تأثیر تا حدی بوده که برخی تنها شعرهایی مشابه اشعار او را تکرار کرده‌اند. شاملو آن سوی کلمه را به ادبیات معاصر راه داد.
احمد شاملو با تخلص الف.بامداد در تاریخ ۲۱ آذر ۱۳۰۴ متولد شد و در تاریخ دوم مرداد ۱۳۷۹ درگذشت. مجموعه اشعار «هوای تازه»، «آیدا در آینه» و «همچون کوچه‌ای بی‌انتها» از سروده‌های اوست.
در سالروز درگذشت این شاعر برجسته با یکی از شاعران شعرنو، ابوالقاسم ایرانی که به قول خود وی از پیروان بزرگانی همچون شاملو بوده و در شب‌های شعر و گردهمایی‌های شاملو و دیگر شاعران در کافه‌ها از جمله، کافه فیروز حضور داشته است، به گفت و گو پرداخته‌ایم.

ابوالقاسم ایرانی: آیدا، شاملو را به ادبیات هدیه کرد
ابوالقاسم ایرانی متولد ۱۳۲۵ در بوشهر است. مجموعه شعر «جاده تا آنجایی که ایستاده‌ای» از ابوالقاسم ایرانی و همچنین همکاری او با مجله «تماشا» از جمله فعالیت‌های ادبی اوست. نخستین شعر او در مجله فردوسی و تهران‌مصور منتشر شده است. همچنین برخی از اشعار ایرانی در هفته‌نامه «خوشه» نیز آمده است. وی همچنین روزنامه «صدای بوشهر» را منتشر می‌کرد. وی از خاطرات آشنایی با شاملو،‌ برخورد وی با شاعران جوان و عوامل موثر در شکوفایی او به گوهران می‌گوید.
آشنایی از نزدیک با شاملو در دهه ۴۰
پیش از اینکه دانشگاه بروم، در بوشهر زندگی می‌کردم و گاهی داستان‌هایی را با اشاره به فرهنگ عامه بوشهر می‌نوشتم و با یک تمبر یک قرانی به مجلات تهران می‌فرستادم. جالب آن که فکر می‌کردم چه شاهکاری ارایه داده‌ام! با فاصله کمی برای ورود به دانشگاه به تهران آمدم. آن روز ها با اشتیاقی که نسبت به ادبیات داشتم، غول‌های ادبی آن زمان از جمله احمد شانلو را دنبال می‌کردم. گاهی با دوستانم به کافه‌هایی که این بزرگان حضور داشتند، می‌رفتیم. در بین این جمع اکثرا احمد شاملو، یدالله رویائی،‌ نصرت رحمانی و گاهی آتشی،‌ جلال آل احمد و…. حضور مستمرتری نسبت به سایرین داشتند. ما به عنوان جوانان پیرو،‌ حد خودمان را می‌دانستیم و اگر حال ما را می‌پرسیدند، با اشتیاق لیوان را به دست می‌گرفتیم و سر میزشان می‌نشستیم. آشنایی من با شاملو بیشتر از طریق آتشی و متونی که با اشاره به مباحث فرهنگ عامه بوشهر نوشته بودم،‌ شکل گرفت. من و عده‌ای دیگر مثل غلامحسین سالمی، صالح وحدت و … از پیروان نوپردازان و منتقد کهنه‌پردازان بودیم. به یاد دارم کنگره‌ای برای شعر فارسی برگزار شد و شهربانو برای افتتاح این مجمع حضور داشت. متاسفانه از هیچ یک از شاعران نو دعوت نشده بود و من و دوستانم به نشانه اعتراض پای اساتید این محفل را کشیدیم و این‌ها از روی صندلی افتادند. کار بدی بود،‌ اما ما عاشق بزرگان خودمان بودیم. فرار کردیم و دستگیرمان کردند و به ساختمان ساواک بردند،‌ ما هم علت را توضیح دادیم و خلاصه کار به جای باریک نکشید!
محفلی دیگر از شعر کهنه‌پردازان را به یاد دارم که خانم مسنی آن را مدیریت می‌کرد و متاسفانه اسم‌شان را به یاد ندارم. من و دوستانم رفتیم و برای زیر سوال بردن نگاه آن‌ها و حمایت از شاعران بزرگی مثل شاملو، خودمان را جای شاملو، اخوان و … جا زدیم و پشت تریبون، شعر این بزرگان را خواندیم. فردای آن روز، این واقعه با اسم شاعران بزرگ در روزنامه منتشر شد و شاملو هم زودتر از همه فهمیده بود کار کار ماست. او ناراحت شد، اما می‌دانست که جوانیم و از این راه علاقه‌مان به این شاعر را نشان می‌دهیم. راه ما درست نبود اما به طور کلی، جوانی راه و رسم دیگری دارد… خلاصه این که شاملو با ما آشنا شد و در برخی دیگر از محافل و شب شعرها با مدیریت وی افتخار حضور داشتیم.

گردهمایی‌های شاملو و دوستان شاعرش در شب شعر خوشه و کافه‌ها
من یکی از دوستان را که وضع روحی خوب نداشت، به مطب دکتر ساعدی بزرگ بردم و متوجه شدم که بیشتر محافل در مطب او برقرار است. این گردهمایی‌ها بعد از مدتی بیشتر در تالار قندریز (مقابل دانشگاه تهران) جمع می‌شدند. باید بگویم شب شعر خوشه بسیار تأثیرگذار بود. دفتر خوشه، یک حوض آب در میان حیات داشت که شب شعر در اطراف این حوض برگزار می‌شد. ساختمانی مقابل این حیات بود که دفتر احمد شاملو طبقه بالا دست راست قرار داشت و همچنین اتاق آقای عسگری که در اداره خوشه با شاملو همکاری داشتند،‌ در طرف دیگر اتاق شاملو ،‌بود. برای من و سایر جوانان شاعر و دوستدار شعر نو لحظات فراموش‌نشدنی بود و مطمئنا برای خود بزرگان حاضر در این جلسات و شاملو نیز از اتفاقات خوب آن روزها تلقی می‌شد. شاملو همیشه در ایجاد گردهمایی‌هایی اینچنین ناب، نقش مهمی داشت. همچنین از دیگر مکان‌های جذاب برای دور هم جمع‌شدن‌ها، کافه فیروز بود.

رفتارهای شاملو در دیدارهای آغازین ما، پریشانی در سکوت بود
شاملو مثل همیشه اگر شعر نمی‌خواند، بیشتر به یک جا نگاه می کرد و یا به سیگارش نگاه می کرد و در سکوت بود. اغلب در کافه ها می گفت هوا گرم است و کتش را در می آورد و رفتارش نوعی پریشانی در سکوت بود. آغوشی باز درعمق رفتار شاملو با شاعران جوان وجود داشت ، حداقل برای من اینچنین بود. شبها برای برگشت از کافه یکی دو نفر از آن ها ماشین داشتند و بقیه را می رساندند . ما به ریز ترین این اتفاق ها دقت می کردیم.
خانه شاملو نزدیک به سه راه شاه بود و یک کوچه آن طرف‌تر، منزل پرویز شاپور بود. ما در روزهای آغازین که هنوز ارتباط نزدیکی با این شاعران نداشتیم،‌ آن‌ها را دنبال می‌کردیم و زندگی و تمام رفتارهای آن‌ها – به خصوص شاملو- برایمان جذاب بود. شاملو استاد شعر بوده و از همان روزها تا همیشه غول ادبیات ایران خواهد بود. شاملو گاهی فیلمنامه‌هایی می‌نوشت که به نظر برخی دیگر بیشتر از جهت ارتزاق بود.

شاملو با دوستان نویسنده‌اش رابطه صمیمی‌تری داشت
شاملو بیش از شاعران، با نویسندگان ارتباط صمیمی داشت. ارتباط او با دکتر مجابی و غلامحسین ساعدی خیلی نزدیک بود.
۱۷۳

شاملو و پیشنهاد بیان مستقل فلسفه فرهنگ عامه بوشهر
این معاشرت‌ها و پیروی‌های ما، فرصتی شد تا بیشتر از راهنمایی‌های شاملو استفاده کنم. آن زمان‌، شاملو به من می‌گفت: «اطلاعات‌ات درباره فرهنگ عامه بوشهر را در قالب داستان ننویس،‌ بلکه بیا به فلسفه این فرهنگ به طور مستقیم بپرداز». خب همین باعث شد تا من هم در بخش‌هایی از فرهنگ کوچه، سهم اندکی داشته باشم. فرهنگ کوچه در نهایت با تلاش شاملو و همسرش آیدا تدوین نهایی شد.

آیدا، شاملو را به ادبیات ایران هدیه کرد
همانطور که همه‌جا نوشته شده،‌ شاملو ابتدا با خانمی کازرونی ازدواج کرد و در آن زمان خودش به همراه آقای محتشم تئاتر کار می‌کرد.
بعد از چهار سال از هم جدا شدند و سپس با خانم حائری ازدواج کرد و از وی نیز جدا شد. شاملو در همه این دوران همچنان فعالیت‌های خود را ادامه می‌داد و همیشه در نظر ادب دوستان درخشان بود، اما ازدواج با آیدا ابعاد عجیبی از شاملو را به ادبیات نشان داد.
خانواده آیدا سرکیسیان به ویژه پدرش کمک‌های بسیاری به شاملو کردند و این مساله خود در زندگی و فکر یک شاعر بی‌تأثیر نخواهد بود.
ارتباط شاملو و آیدا و آثاری که به واسطه این احساس پدید آمد، به نوعی بیانگر این است که آیدا، شاملو را به ادبیات هدیه کرد.
افراد زیادی سعی کردند شاملو و یا مشابه او شوند، اما شاملو و حتی مشابه او، تکرار نشده است.
۱۷۴

گوهران| شهرزاد رویائی

همچنین ببینید

ویــژه | زنان و زدودن عنصر مردسالاری از ادبیات

مهتاب افشین نسب | ورود زنان به عرصه ی ادبیات ایران طی سال های اخیر …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

هشت − پنج =