خانه / مجله هنری گوهران / پشتکار زیاد، جای استعداد را می‌گیرد

پشتکار زیاد، جای استعداد را می‌گیرد

مرتضی حنانه بی‌شک یکی از بزرگ‌مردان موسیقی ایران به شمار می‌رود.او با اینکه به گفته خودش ابتدا تمایلی به حضور در عرصه‌ی موسیقی نداشت به اصرار پدرش در پایان دوره‌ی ابتدایی وارد مدرسه‌ی موسیقی شد، اما خیلی زود فهمید توصیه‌ی مجدانه‌ی پدر پر بیراه نبود و استعداد حنانه در زمینه موسیقی غیر قابل انکار است. اگرچه ادعای «پشتکار زیاد جای استعداد را می‌گیرد» که امروز زینت دفترهای نت موسیقی است، نشان دهنده‌ی ویژگی‌های بارز شخصیتی مرتضی حنانه است. او با تمام وجود باور داشت که آغاز و پایان هر موفقیت به پشتکار ختم می‌شود، بنابراین تا آخرین لحظات زندگی‌اش همواره در این مسیر پیش رفت. با نگاهی گذرا به کارنامه‌ی هنری حنانه به راحتی می‌توان پی برد او در تمام فعالیت‌های هنری‌اش از جمله: برپایی کنسرت‌های آزاد در تالارهای انجمن‌های فرهنگی و هنری در شرایطی آشفتگی جنگ جهانی دوم ، شکل‌گیری انجمن فرهنگی «خروس جنگی» ،ارکستر سمفونیک رادیو به نام «فارابی» ، ساخت موسیقی فیلم برای نخستین‌بار در سینمای ایران و در نهایت ابتکار استفاده از هارمونی زوج به عنوان رهبر و پیش‌رو کوشش کرده است. نوشتن جز به جز فعالیت‌های مرتضی حنانه کار آسانی نیست و مسلما در این مقال نمی‌گنجد. با این وجود در این نگارش که به مناسبت بیست‌و‌هفتمین سال‌روز فقدان هنرمند فقید سرزمینمان گردآوری شده است؛ نگاهی به زوایای زندگی هنری او خواهیم داشت.

…..

سازندگان ما، الگو را نمی‌شناسند
همانطور که پیش از این اشاره شد مرتضی حنانه حضور پر رنگی در تاریخ موسیقی ایران داشته است اما به باور نگارنده‌ی این مطلب، نقطه عطف آن‌ها را می‌توان ابتکار استفاده از هارمونی زوج دانست. چرا که این تز فارغ از مسئله کاربردی از همان روزگار تا به امروز در میان صاحب‌نظران عرصه‌ی موسیقی مورد بحث و جدل قرار گرفته است. به اعتقاد برخی از منتقدان، چند صدایی کردن موسیقی ایرانی محال است. بنابراین ابتکار حنانه دستاورد جدیدی نیست و در ملودی‌های ایرانی محلی از اعراب ندارد، با این همه جلسات نقد، بررسی و کوشش‌های ادامه‌دار در این مسیر تا امروز به قوت خود باقیست و تلاش حنانه در همان سال‌های نخست مسکوت ‌نماند. در حقیقت عنوان کردن هارمونی زوج قبل از اینکه مورد استفاده موسیقی‌دانان ایرانی قرار گیرد. با موضع‌گیری و مخالفت بسیاری رو به رو شد. البته حنانه بی‌توجه به آنان در جهت اثبات نظریه‌ خود کوشید، حتی در یکی از گفت‌و‌گو هایش لب به اعتراض گشود: « واقعاً متاسفم، تأسفم از این جاست که من هر کاری کردم، کسی پیدا نشد بیاید در کنفرانسی با چند نفر موزیسین بگویند آقای حنانه، تو چه کار کردی؟ چطور شد که اصلاً این فکر را کردید؟ یعنی هر کسی هرکاری کرده نه خوشش آمده که راجع به آن اثر حرفی زده شود و نه کسی بوده که بیاید راجع به آن حرفی بزند، وعلل عقب افتادگیِ ما از موضوعات هنری همین نکته است. چطور ممکن است بدون کِرتیک (منتقد) ، هنر مترقی شود، حالا آن هنر هرچه می خواهد باشد، نقاشی، موسیقی، مجسمه‌سازی یا تئاتر یا هر چیز دیگری. اگر نکات ضعفش را بگویند طرف بدش می‌آید، حالا چرا بدش می آید؟ خدا می‌داند! به عنوان مثال، من به او می‌گویم این کامپوز(ترکیب اصوات) شما قشنگ نیست، اگر این نُت سُل را برداری و سُل دیز به جایش بگذاری، قشنگ‌تر می‌شود، اما آن هنرمند اصرار دارد، نه! همین که نوشته‌ام خیلی بهتر است. حالا به چه مناسبت بهتر است؟ چون اغلب سازندگان ما، الگو را نمی‌شناسند.» بر همین مبنی علت ناراحتی حنانه نقد و نظرات مخالف با او نبود بلکه بی‌توجهی جامعه‌ی موسیقی معاصر به دغدغه‌عای تکنکی موسیقی آزارش می‌داد. در همین راستا در آخرین گفت‌و‌گوی تصویری خود که به فروردین ماه سال ۱۳۶۸ برمی‌گردد از شکل‌گیری هامونی زوج می‌گوید:« وقتی در جشنواره شیراز قطعه «کاکوتی» را با ارکستر مجلسی تلویزیون اجرا کردم و جایزه‌ی «گراند مانسیون اسپسیال» را گرفتم، فکر کردم آثاری که می‌نویسم نباید به سبک هارمونی غربی باشد و این مسئله از همان روز ذهنم را درگیر کرد. در آن ایام خواندن کتاب «جامع الالحان» به قلم عبدالقادر مراغه‌ای را شروع کردم. به مدت ۵ سال هر شب چند صفحه از آن را می‌خواندم اما چیزی متوجه نمی‌شدم. تا اینکه یک روز به کتاب‌های قدیمی دوران تحصیلم در مدرسه‌ی گریگورین واتیکان رجوع کردم. متوجه شدم مواردی که در کتاب مراغه‌ای آمده با آموزه‌هایم سنخیت دارد.به این ترتیب کلید فهم «جامع الالحان» را یافتم. بنابراین بر مبنای تقسیم بندی قدما به صورت زوج اربع‌های پی‌در‌پی و طنینی، هارمونی زوج را تشکیل دادم. در واقع اعدادی که در هارمونی غربی به کار می‌رود اینگونه است: ۱،۳،۵،۷ من فکر کردم چرا در این تقسیم بندی از مضراب زوج ۲،۴،۶ استفاده نکنیم!
زمانی که این ایده را به مرحله‌ی اجرا رساندم، استادانی نظیر علینقی وزیری «هارمونی زوج» را تایید کردند و معتقد بودند همبستگی و جذب صداها به وسیله‌‌ی تونیک و دومینور بودن، همچنین این وزن و بی‌وزنی، اثر جدیدی را ایجاد کرده است.
….

حاتمی موسیقی را نمی‌شناخت
مرتضی حنانه نخستین بار موسیقی در سینمای ایران را از سال ۱۳۲۷ با فیلم «ایران سرزمین طلای سیاه» آغاز کرد. و در ادامه فعالیت‌هایش ۵۰ موسیقی فیلم ساخت که به اعتقاد خودش «فرار از تله» مهم‌ترین و بهترین اثر او است. در همین راستا می‌توان به «الماس ۳۳» داریوش مهرجویی، «کاکو» شاپور قریب، «بابا شمل» علی حاتمی، «جهنم + من» محمدعلی فردین، «قلندر» علی حاتمی، «سند زنده» اصغر بیچاره،«تشریفات» مهدی فخیم‌زاده، «تپه‌های مارلیک» ابراهیم گلستان و مجموعه تلویزیونی «هزاردستان» علی حاتمی اشاره کرد. اگرچه مجموعه‌ی «هزاردستان» یکی از معروف‌ترین آثار حنانه به شمار می‌رود و حتی بسیاری او را با این اثر می‌شناسند اما حرف و سخن‌های شنیده شده حاکی از آن است که حنانه از همکاری با علی حاتمی در این پروژه ناراضی بوده، او بارها با عنوان‌های مختلف ناراحتی خودش را ابراز کرد و در آخرین گفت‌و‌گوی خود به صراحت می‌گوید:«متاسفانه از ۱۰۰ دقیقه موزیکی که برای سریال «هزار دستان» ساختم تنها ۲۰ دقیقه‌ استفاده شد.» همچنین اصغر بیچاره که پیش از این سریال، در فیلم «سند زنده» با او همکاری داشت در جایی عنوان می‌کند:«‌حاتمی کار حنانه را می‌شناخت ولی موسیقی را نمی‌شناخت. حنانه با دست اندرکاران فیلم مشکل پیدا کرد چون آثار موسیقی دیگران را بدون اجازه و اطلاع حنانه در فیلم گنجانده بودند. آقای حاتمی اعتقاد داشتند که اگر من لازم بدانم درخت را هم رنگ می‌کنم که در جواب حاتمی، حنانه به طعنه پاسخ داد، شاید مقداری از این رنگ‌ها هم روی اسامی آهنگ‌سازان دیگر رفته و محو شده و تنها نام حنانه باقی مانده است.»
…..

admin-ajax-php

جنجالی در قالب جیغ بنفش
یکی دیگر از مهم‌ترین عرصه‌هایی که حنانه در آن نقش موثری ایفا کرده است بنیان‌گذاری انجمن فرهنگی و هنری «خروس جنگی» است. این انجمن بعد از جنگ جهانی دوم و به همت مرتضی حنانه، غلامحسین غریب، حسن شیروانی و جلیل ضیاءپور فعالیت خود را در به طور رسمی آغاز کرد. این انجمن، مجمعی پیشرو در زمینه طرح عرصه‌های هنر نوخاصه‌‌ی ادبیات، تئاتر، موسیقی و نقاشی بود.در آن دوره هدف انجمن «خروس جنگی» مبارزه در برابر کهنه پرستی و سنت گرایی به دور از واقعیات زمانه بود. آنچه مسلم است این انجمن در دوره‌ی اول فعالیتش موج جدیدی را به راه انداخت و چهره‌های تاثیر گذاری نظیر: نیما یوشیج، بهمن محصص، سهراب سپهری، منوچهر شیبانی، مصطفی کمال پورتراب، کاظم تینا تهرانی در جلسات هفتگی انجمن حضور داشتند.همچنین سهراب سپهری در یکی از یادداشت‌های گفته‌است: «سال‌های دانشجویی در دانشکده‌ی هنرهای زیبا، دوران تحولات هنری محیط ما بود. انجمن خروس جنگی بیداد می‌کرد و نو با کهنه می‌جنگید. و میان این شور و ستیزها کار من ذره‌ذره شکل می‌گرفت….» البته مجله «خروس جنگی» در دوره‌ی اول بعد از ۵ شماره در سال ۱۳۲۸، به دستور دکتر عباس اقبال وزیر فرهنگ وقت در دولت ساعد توقیف شد. در دوره‌ی دوم انتشار به خاطر حضور هوشنگ ایرانی تنش‌های داخلی شکل گرفت و در قالب «انقلاب جیغ بنفش» به اوج خود رسید، در نهایت منوچهر شیبانی و جلیل ضیاپور کناره‌گیری کردند. ضیاپور در این زمینه صراحتا اعلام موضع می‌کند:« با ورود هوشنگ ایرانی به انجمن، تندروی‌های موهن او باعث شد که خود را از جمع دوستان کنار بکشم.» اگرچه در میان این جنجال‌های نام مرتضی حنانه کم‌تر به گوش می‌رسد و هیچ‌وقت به طور رسمی و موثق درباره‌ی دلیل کناره‌گیری حنانه صحبتی به میان نمی‌آید اما آن‌گونه که از شواهد و قرائن پیداست. مواضع تند هوشنگ ایرانی او را وادار به ترک انجمن کرد.
در پایان باید اضافه کرد که دستاوردهای بزرگانی مانند مرتضی حنانه با مرگ فیزیکی آنان به پایان نمی‌رسد، چرا که یک هنرمند به نام آثارش تا همیشه جاودان خواهد ماند، صد افسوس که با گذشت بیست و هفت سال از مرگ این هنرمند هنوز تعدادی از آثارش به مرحله‌ی اجرا نرسیده و احتمالا به زودی هیچ اثری از آن‌ها باقی نخواهد ماند.

 

نویسنده: فاطمه رنج‌اندیش

همچنین ببینید

جان لوکری

رمان جدید «جان لوکری» در راه است

مدیر برنامه‌های «جان لوکری» نویسنده ۸۵ ساله انگلیسی از انتشار رمان جدید این نویسنده با …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

12 − دو =