خانه / ویژه / اختصاصی گوهران | از این خاکستر ققنوسی بر می‌خیزد؟

اختصاصی گوهران | از این خاکستر ققنوسی بر می‌خیزد؟

در آلمان جشنامه ای مفصل درباره محمود اعتمادزاده «م.آ.به آذین» منتشر شده است. اعتماد زاده یکی از نویسندگان و مترجمان پرکار با گرایش چپ سوسیالیستی بود. که کارنامه کاری اش، فصلی وسیع و گسترده است. و بررسی اش بسیار بسیار فراخ می نمایاند. به بهانه چاپ این جشن نامه که “انتشارات آیدا” آن را به پیشخوان کتاب خارج از کشور به زبان انگلیسی آورده است. از کاوه گوهرین نویسنده، شاعر و پژوهشگر ادبیات خواستیم تا نوشتاری اختصاصی درباره اعتماد زاده برای “گوهران” بنویسد. “کاوه گوهرین” عضو کانون نویسندگان ایران بوده و تاکنون بیش از ۴۰ جلد کتاب منتشر کرده است.

«نوشتاری در رثای محمود اعتمادزاده»

کاوه گوهرین (شاعر محقق ادبی) | محمود اعتماد زاده «م.ا.به آذین » ( دی۱۲۹۳ رشت/خرداد۱۳۸۵ تهران ) مترجم، روزنامه نکار، داستان نویس، منتقد و فعال سیاسی. درزمره آن دسته از اهل قلم به شمار می آید که در تمام عمر ادبی و سیاسی خود تلاش داشت باعشق به مردم و آرمان های سیاسی اش، صادقانه در خدمت جامعه باشد، دریغا که اعتماد به حزب سیاسی بی ریشه ای او و بزرگانی دیگر همچون سیاوش کسرایی و احسان طبری را درغرقابی گرفتار کرد که فرجام ناگوارش در پایان عمر چیزی جز یک مشت خاکستر پشیمانی نبود.

"کاوه گوهرین" در کنار "احمد شاملو".
“کاوه گوهرین” در کنار “احمد شاملو”.

به آذین، نویسنده و مترجمی کمال گرا بود وهمین ویژگی او سبب شد که هم درکارنامه ی ادبی وهم پرونده سیاسی اش به راهی گام نهد که از فرجام اش شناختی نداشت. حزبی که سران اش چشم به مسکو داشتند و چراغ شان درآن سرزمین می سوخت  شاید نزدیک به سه نسل از جوانان صادق را به باد دادند و یا پای جوخه ی اعدام فرستادند و خود به عافیتگاه گریختند و آنگاه  که نوبت به خودشان رسید و پای به کعبه ی آمال نهادند خاک آن دیار را سرابی بیش نیافتند وسوسیالیسم ادعایی آنان را تنها محملی برای حکومتی پوشالی دیدند،بسیاری همانجا مردندوگریختگان به غرب هم یا خودکشی کردند ویا درآسایشگاه سالمندان دچار آلزایمر وامراض دیگر شدند.

مهمان این آقایان کتابی‌است از م. ا. به‌آذین که خاطرات زندان او در سال ۱۳۵۰ است.

به آذین اما می توانست نویسنده ای اثر گذار باشد، حزبی نویسی این بخت را از او گرفت چنانکه از طبری وکسرایی. ترجمه های به آذین اما گوشه روشنی از کارنامه ی قلمی اوهستند وهمه به آذین را با ترجمه آثاری همچون ژان کریستف،جان شیفته،دن آرام ،زنبق دره میشناسند نه نوشته هایی چون مهره مار،شهرخدا ومانگدیم وخورشید چهر.

دراین میان یک نوشته ی او «از آن سوی دیوار/۱۳۵۱/ بانام مستعار ( دکتر هرمز ملک داد) اثری یگانه و ماندنی است چرا که حدیث نامکرر عشقی را رقم میزند که درمیان آتش جنگ دوم می سوزد وخا کسترش برباد میرود. اثری ضد جنگ که باتکنیک نامه نگاری دوشخصیت اصلی پدید آمده است. به هر روی  خرداد ماه هر سال؛  سالگرد مرگ نویسنده و مترجمی است که پیش ازهمه، خود وحزب اش بر او خنجر از پشت زدند. آیا از این خاکستر، ققنوسی تواند که بر خیزد؟

همچنین ببینید

ویــژه | زنان و زدودن عنصر مردسالاری از ادبیات

مهتاب افشین نسب | ورود زنان به عرصه ی ادبیات ایران طی سال های اخیر …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

18 + یازده =