خانه / یادداشت اختصاصی گوهران / درباره‌ رمان “خط چهار مترو” نوشته‌ لیلی فرهادپور

درباره‌ رمان “خط چهار مترو” نوشته‌ لیلی فرهادپور

فرشته نوبخت*| موقعیتِ غریبی است. لیلی چهل‌وهشت ساله بر اثر برخورد با قطار در متروی تهران، دچار مرگ مغزی می‌شود و درست از همین‌جا روایت‌گرِ حال‌ و گذشته‌ی خود می‌شود. گذشته‌ای که ناگزیر از دالانِ زمانی پر حادثه عبور می‌کند.

زندگیِ زن با تاریخِ معاصر در می‌آمیزد. انقلاب و وقایعِ آشنای مربوط به آن مهم‌ترین بخش این روایت را در برمی‌گیرد. روایتی که تا حدودی خوانشی شخصی پیدا می‌کند و بر زندگی خصوصیِ زن تاثیرات شگرفی می‌گذارد.

فرشته نوبخت داستان نویس است. از جمله آثارش می توان به رمان “سیب ترش” اشاره کرد.

از جمله رابطه‌‌اش با نامادری که به طور مشخص به دو بخشِ قبل از انقلاب و بعد از انقلاب تقسیم می‌شود. از سویی دلبستگی و تعلق خاطر راوی را به نوستالژی فعالیت‌های انقلابی، از گوشه گوشه‌ی آن‌چه روایت می‌کند می‌توان دریافت و همچنین گرایشات آرمان‌گرانه‌ای که قربانیِ انفعالِ بیش از حد و محافظه‌کاریِ راوی است. شاید به همین دلیل است که روایت لیلی از گذشته نیز از حد یک مرور خاطره فراتر نمی‌رود و به نقطه‌ی عطف یا تحول نمی‌رسد. همچنان‌که روشن نمی‌شود تحت تاثیر چه محرک‌هایی در جوانی پا در مسیری آرمان‌گرایانه می‌گذارد؟ چیزی به جز موجی که جوان‌هایِ نظیرِ راوی را در آن روزگار دچار شور و انگیزه می‌کرد.

روی جلد خط چهار مترو اثر لیلا فرهاد پور. این رمان را نشر ثالث منتشر کرده است

عمیق‌ترین لایه‌های خط چهارمترو در فرایندی عاطفی و در مثلث عشقی، میان او و دوستش شعله با مازیار اتفاق می‌افتد. فرایندی که از دلِ وجوهِ رئالیستی و سورئالیستی رمان جوانه می‌زند و همچون درختی تناور، در دلِ خاکی خشک ریشه می‌دواند. لیلی فرهادپور در رمانِ خود ما را در برابر سوال‌هایی قرار می‌دهد که چالشی بی‌پایان میانِ آرمان و انسانیت است. اگرچه در انتها موضعِ خویش را در برابر سوالاتش به روشنی بیان می‌کند و تصویری درخشان از آرمان‌شهری که به دنبال آن است و آنچه در حقیقت آرمان به شمار می‌آید ارائه می‌دهد. شاید همه‌ی آن حقیقت روشن، در قلبی است که بخشیده می‌شود تا در سینه‌ی دخترکی جوان به حیات ادامه دهد.

خط چهارمترو، داستانی خوشخوان، روایتی سر راست و قصه‌ای زیبا با نشانه‌هایِ آشنای امروزی دارد که خوانش‌هایی مختلفی به لحاظِ پیام یا ره‌آوردِ مضمونی دارد. مضمونی که پس از اتفاقِ خردادِ نود و دو، چندان دور از ذهن نیست و می‌شود از لابه‌لایِ آن، دغدغه‌های لیلی فرهادپورِ روزنامه‌نگار را با تمام وجود لمس کرد و تمام قد به احترامش ایستاد.

 

*داستان نویس

همچنین ببینید

خسرو گلسرخی

اختصاصی | بازخوانی یک نامه ی نه چندان خصوصی

کاوه گوهرین | «…دوست من ! چند روزی بیش به سالگرد خسرو نمانده است و …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

هجده − هفت =