خانه / ویژه / اختصاصی| همه عمر دیر رسیدم | به بهانه ۱۵ آذر سالمرگ علی حاتمی

اختصاصی| همه عمر دیر رسیدم | به بهانه ۱۵ آذر سالمرگ علی حاتمی

مهرزاد دانش | دعوای همیشگی بین مورخان و سینماگرانی که در ژانر تاریخی کار کرده‌اند، یکی از پر دوام‌ترین مجادلات سینمایی – اجتماعی بوده است. نیم‌نگاهی به حواشی فیلم‌های تاریخی مهم سینما، نشان می‌دهد که چگونه محققان عرصه‌ی تاریخ، از خلق شخصیت‌ها و موقعیت‌های جعلی در واقعیت تاریخ، دلخور بوده‌اند و در قالب تحلیل‌های افشاگرانه، سعی در آگاهی عمومی داشته‌اند تا مبادا حقائق این وادی وارونه جلوه داده شوند و افسانه و داستان جای واقعیت‌ها را بگیرد.
شاید نیمی از جنجال‌های مربوط به فیلم‌سازی همچون الیور استون، که در کارنامه‌اش از اسکندر مقدونی گرفته تا جنگ‌های ویتنام تا سرگذشت سیاسی سه تن از روسای جمهور کشورش، جلوه‌های تاریخی به چشم می‌خورد، معطوف به همین مرافعات تاریخی بوده است. مورخ اصالت را به تبیین وقایع تاریخی می‌دهد و سینماگر اهمیت را از آنِ پالودگی روایت و قصه و نتیجه می‌داند.

پوستر فیلم حسن کچل اثر علی حاتمی
فیلم “حسن کچل” اولین ساخته سینمایی علی حاتمی در سال ۱۳۴۹ بود.

در سینما (و تلویزیون) ایران نیز این دعواها در این زمینه‌ی خاص همواره وجود داشته است. چه در سینمای دوران پهلوی که تاریخ به تناسب میل حکّامِ وقت مسیری دیگر می‌یافت و چه در مصداق‌هایی همچون سربداران و شاه شکار و این اواخر مجموعه‌های مربوط به تاریخ معاصر و حتی چهره‌هایی همچون شهریار، که مناقشات مربوط به خود را داشت. اما در این بین کارنامه‌ی سینمایی و تلویزیونی مرحوم علی حاتمی، موقعیتی ویژه و منحصر‌به‌فرد دارد. حاتمی چه از جهت رویکرد به تاریخ و چه از حیث زبان هنری‌اش، در بین همه‌ی کسانی که در جامعه‌ی ما از کانال سینما و تلویزیون به تاریخ نگریسته‌اند، واجد اهمیتی چشم‌گیرتر و کارنامه‌ای پُربارتر و متراکم‌تر است.

پوستر فیلم "طوقی" ساخته علی حاتمی
فیلم “طوقی” را پس از موفقیت فیلم نخستش در همان سال ۱۳۴۹ ساخت. تعصبات جماعت کبوترباز ایرانی و فرهنگ کفتربازی در این فیلم به خوبی نمایش داده شده است.

دل‌بستگی او در به‌تصویر‌کشیدن تاریخ تقریباً یک سده‌ی اخیر روزگارش که هم شامل سلاطین و درباریان می‌شد و هم مبارزان و مخالفان سیستم‌های سیاسی وقت را در برمی‌گرفت و هم مردمان عادی کوچه و بازار را تحت پوشش قرار می‌داد، نکته‌ای‌ست که در تاروپود آثارش تنیده شده بود. این فضای تاریخی، در تعامل با جنس خاص و منحصر‌به‌فرد بیان تصویری و دراماتیک او، موقعیتی استیلیزه‌تر به خود می‌گرفت و درهرحال موافقان و مخالفانی را برمی‌انگیخت تا با بحث‌های دامنه‌دار در مطبوعات و سایر تریبون‌های اجتماعی به تحسین و یا ایرادگیری از کارهایش بپردازند.
ستارخان، سلطان صاحبقران، حاجی واشنگتن، هزاردستان، کمال‌الملک و دل‌شدگان نمونه‌ی آثاری از او هستند که بن‌مایه‌ی روایت و داستان‌شان متکی به تاریخ بوده است؛ تاریخی که صاحب شخصیت‌ها و مکان‌ها و وضعیت‌های واقعی بوده است و خواه‌ناخواه ذهن مخاطب را به سمت تطبیق بین آن‌چه بود و آن‌چه نمایش داده می‌شود سوق می‌داد. البته این جدا از طرح‌هایی ناکام مانند ملکه‌های برفی یا نیمه‌تمام همچون جهان پهلوان تختی‌ست که اگر چنین مواردی نیز نقش روی پرده‌ی سینما می‌یافتند بازتاب بحث‌ها و تأملات بسیار پُردامنه‌تر می‌شد.

پوستر فیلم بابا شمل ساخته علی حانمی
باباشمل دومین ساخته موزیکال علی حاتمی (پس از حسن کچل) محصول سال ۱۳۵۰ است. فردین، ناصر ملک مطیعی، فروزان و بهمن مفید بازیگران آن هستند

و اما تحریف در تاریخ… این عبارت، شاید یکی از مکررترین ایرادهایی بود که از جانب دوست‌داران واقعیت‌های تاریخی به حاتمی و آثارش نسبت داده می‌شد. کشف این دگرگونی‌ها و جابه‌جایی‌ها و تداخل‌هایا به‌قول منتقدان: تحریف‌ها البته کار چندان مشکلی نبود. می‌توان فهرست مفصلی را تهیه کرد از مقایسه‌ي بین روایت حاتمی از تاریخ با آن‌چه که در منابع معتبر تاریخی آمده است و در نهایت به‌سادگی حکم به تخطی فیلم‌ساز از مسلّمات و بدیهیات و واقعیت‌های انکارناپذیر گذشته صادر کرد. مثلاً در فیلم کمال‌الملک، ماجرای ملقب‌شدن نقاش معروف به این عنوان و نیز سرقت جواهرات و همچنین اتمام تابلوی معروف تالار آینه کم‌و‌بیش در یک زمان و نهایتاً یک‌سال رخ می‌دهند اما در واقعیت این سه واقعه، بسترهای زمانی بسیار فاصله‌دارتری از هم داشته است.
در همین فیلم کناره‌گیری کمال‌الملک از نزدیکی به حکومت پهلوی اول قالبی متفاوت با واقعیت تاریخی‌اش یافته است. امتناع نقاش از ترسیم نگاره‌های عریان به سفارش شاه عیّاش، از دیگر مواردی است که سندیتی تاریخی برایش نمی‌توان یافت. عارف قزوینی تصنیف معروف «از خون جوانان وطن لاله دمیده…» را بعد از استبداد صغیر سروده بود که در فیلم، این مهم به قبل از آن مقطع منسوب می‌شود. پرچم سه رنگ ایران با قوام‌یافتگی متأخرش نیز مربوط به سال‌های بعد از مشروطه است که در فیلم شمایلش در سال‌های پیش از آن نمایش داده می‌شود.

پوستر فیلم ستارخان ساخته علی حاتمی
علی حاتمی در سال ۱۳۵۱ سه فیلم ساخت. “قلندر”، “ستار خان” و “خواستگار”. منتقدان فیلم ستارخان او را منتقدان تحریفی از ماجرای اصلی دانستند. در همان سال اعضای مجلس نیز فیلم را علیه مشروطه و مخالف با رویدادهای تاریخی روایت شده برشمردند.

در دل‌شدگان نیز از این قبیل ایرادها می‌توان جست. احمدشاه نوجوان در اوایل فیلم از اختراع جعبه‌ای که صدا را ضبط می‌کند شگفت‌زدگی خود را ابراز می‌‌کند، درحالی‌که این دستگاه فونوغراف در زمان پدربزرگِ او، مظفرالدین‌شاه قاجار، در ایران مورد استفاده قرار می‌گرفت. همچنین برخلاف فیلم که فردی اروپایی به نام ژوزف ژولی را به‌عنوان یکی از طراحان و مبدعان و متخصصان گرامافون نام می‌برد، درواقع این شخص از تکنسین‌های سینما بوده است. و البته این‌ها همه در کنار این‌که اصل این داستان بیش‌تر خیالی‌ست تا متکی به مستندات تاریخی، جزء حواشی به شمار می‌آید.

پوستر فیلم سوته دلان ساخته علی حاتمی
در سال ۱۳۵۶ با پنج سال فاصله، حاتمی فیلم سوته دلان را ساخت. بسیاری از منتقدان سوته دلان را مهم‌ترین و کامل‌ترین فیلم حاتمی در قبل از انقلاب می‌دانند. در این فیلم هماهنگی کاملی بین فرم و محتوا وجود دارد. حاتمی در این فیلم ماجرای فیلم را که قصه عشق یک عقب مانده است را، با زبان تصویری تازه‌ای به فیلم بدل کرد.

اما در بین کارهای حاتمی، هزاردستان موقعیتی دیگر و ممتاز دارد که جدا از همه‌ی ویژگی‌های ساختاری و زبانی و روایی، در باب تاریخ نیز شمولی گسترده‌تر را شکل می‌دهد: از دوران مشروطه تا اشغال ایران توسط متفقین در جنگ دوم جهانی. طبعاً در چنین فضایی که زمانه‌ای نزدیک به ۵۰ سال را در بر می‌گیرد، راه برای آن‌چه تحریف تاریخ خوانده می‌شود هموارتر می‌نماید. برخی از تاریخ دوستان از غیبت مشاهیری همچون مصدق و تقی‌زاده و دهخدا و مدرس و عارف و کسروی و حتا شاهان پهلوی در این مجموعه‌ی تلویزیونی ابراز تعجب می‌کردند و برخی دیگر از به‌هم‌فشردگی چندین شخصیت تاریخی در قالب یک کاراکتر واحد اظهار نارضایتی می‌کردند.
شخصیت اصلی این سریال، رضا تفنگ‌چی که بعداً به رضا خوشنویس تغییر هویت و حرفه داد، برگردانی از تلفیق دو شخصیت واقعی/ تاریخی یعنی میرزامحمّدحسین‌خان قزوینی، ملقب به عمادالکتاب است که زمانی عضو کمیته‌ی مجازات بود و نیز کریم دواتگر. (عمادالکتاب به معرفي كريم دواتگر به عضويت كميته درآمده بود و به‌واسطه‌ی خط خوشي كه داشت،‌ مسئوليت تحرير شب‌نامه‌ها و بيانيه‌هاي كميته را عهده‌دار شد. ترور اسماعيل‌خان رئيس انبار غله نیز که در سریال قسمت حساسی بدان اختصاص داده شده است به دست كريم دواتگر در سال ۱۳۳۵ ق رخ داد).
مفتش شش‌انگشتی، در دنیای واقعیت، از شخصیت عباس مختاری معروف به عباس شیش‌انگشتی الهام گرفته بود. ابوالفتح، در واقع همان اسدالله‌خان ابوالفتح‌زاده، سرکرده و رهبر اصلی ترورهای سیاسی کمیته‌ی مجازات در عصر نخست‌وزیری وثوق‌الدوله و دوران شاهنشاهی احمدشاه قاجار است. شعبان استادخانی یا همان شعبون‌استخونی برگردانی غریب از شخصیت شعبان جعفری (شعبون بی‌مخ) به حساب می‌آید. کفیل نظمیه (با بازی زنده‌یاد جعفر والی) تا حدی یادآور رکن‌الدین مختاری یا همان سرپاس مختار معروف، رئیسِ سنگ‌دل و خشن شهربانی در دوره‌ی رضاشاه است که البته برخی نیز بر این اعتقادند که مفتش شش‌انگشتی تلفیق اصلی سرپاس مختاری و عباس مختاری و نیز پزشک احمدی‌ست.

پوستر فیلم سوته دلان ساخته علی حاتمی
پس از اتمام سوته دلان حاتمی مشغول نوشتن فیلمنامهٔ سریال هزاردستان شد که ابتدا «جاده ابریشم» نام داشت. حاتمی برای نوشتن متن این سریال عازم فرانسه شد و موهای خود را از ته تراشید تا رویش نشود به خیابان برود و فقط مشغول نوشتن فیلمنامه باشد

در بین همه‌ی این‌ها، کمیته مجازات به‌عنوان هسته‌ی مرکزی دستگاه تروریسم که وقایع مختلف داستان را در طی دهه‌ها به هم مربوط می‌سازد، از دیگر نکات و عناصر پراهمیت مجموعه‌ی هزاردستان است که البته در روایت علی حاتمی موقعیتی دیگر به خود گرفته است.واقعیت آن است که اعلام موجوديت، فعاليت و فروپاشي كميته‌ی مجازات نهايتاً بیش‌تر از يك‌سال به طول نینجاميد. اين كميته در سال ۱۳۳۵ قمری تأسیس شد و در سال ۱۳۳۶ پس از بروز يك سلسله حوادث، اعضاي آن از سوي نظميه دستگير شدند كه به انهدام آن و اعدام افرادی همچون منشی‌زاده و ابوالفتح‌زاده و تبعيد اعضایی مانند عمادالکتاب منجر شد و خبری نیز از فعاليت باقي‌مانده‌ی اعضاء در دوره‌ی پهلوي اول نیست.
كميته‌ی مجازات از سوي دوتن از فعالان رادیکال دوره‌ی مشروطه، به نام‌هاي ميرزا ابراهيم‌خان منشي‌زاده و اسدالله‌خان ابوالفتح‌زاده تشكيل شد.‌ اما حاتمي تنها از نام ابوالفتح بهره‌ی تاریخی برده است كه البته هيچ‌كدام از افراد يادشده صحاف هم نبوده‌اند. ترور ميرزامحسن مجتهد، داماد سيدعبدالله بهبهاني و قتل محمدرضاخان منتخب‌الدوله از دیگر اقدامات تروریستی اين كميته بود كه البته هيچ‌يك در هزاردستان بازتاب نداشت. كريم دواتگر نيز پس از مدتي به‌علت تهديد كميته به فاش‌ساختن اسرار، به‌دست رشيدالسلطان به قتل رسيد و تصفيه‌ی سازماني شد. اما در روايت حاتمي رضا تفنگ‌چي در تبعيد به خراسان با دختر صاحب‌منصبي كه گماشته‌ی اوست‌ ازدواج مي‌كند و سال‌ها بعد در شهريور ۲۰ و هرج‌و‌مرج‌هاي ناشي از اشغال ايران از سوي بيگانگان، به اراده‌ی هزار دستان كشته مي‌شود.
اما مهم‌ترین شخصیت سریال هزاردستان کسی‌ست که عنوان سریال برگرفته از لقب اوست: خان مظفر که البته در تاریخ نمی‌توان سراغی از او گرفت؛ چه آن‌که موجودیت و هویتی واقعی در این زمینه ندارد. در روایت حاتمي او از بازماندگان قدرت‌مند قاجار است كه در زمانه‌ی پهلوی همچنان قدرت و نفوذ مافیایی و اختاپوسی‌اش را حفظ کرده است و به‌ظاهر گوشه‌ی عزلت گزيده و در طبقه‌ی دوم گراندهتل اقامت دارد. خان مظفر را مي‌توان اقتباسي از عبدالحسين‌خان فرمانفرما، نواده‌ی فتحعلي‌شاه و داماد مظفر‌الدين‌شاه دانست. او سیاست‌مداری زیرک و ثروتمند بود و سابقه‌ی والي‌گري بر فارس، كرمان، آذربايجان و تصدی وزارت كشور، دادگستري و جنگ پس از مشروطه را داشت.

سوته دلان. پوستر فیلم. ساخته علی حاتمی
حاجی واشنگتن (۱۳۶۱)، نخستین فیلم حاتمی بعد از انقلاب ۱۳۵۷ بود. فیلم ماجرای اولین سفیر ایران در آمریکا را روایت می‌کند. در سال ۱۳۰۶ هجری قمری، حاج حسین قلی خان نوری از سوی ناصرالدین شاه به عنوان سفیر ایران به آمریکا اعزام شد.

این درحالی‌ست که در سریال هزاردستان او بسيار تنها نمايش داده مي‌شود و تنها با عروس بیوه‌اش امينه اقدس، مأنوس است (آیا امینه اقدس برگردانی از بيوه‌ی فيروزميرزا نصرت‌الدوله، پسر ارشد فرمانفرماست؟ جالب است بدانیم در روایت اولیه‌ی حاتمی که بعداً دچار ممیزی شد امینه اقدس دختر رضا خوشنویس است.)‌ عبدالحسين‌خان فرمانفرما پس از مرگ نصرت‌الدوله‌ی فيروز، پسر محبوب خود به دست رضاشاه بسيار غمگين و افسرده مي‌شود و سرانجام نيز در سال ۱۳۱۸ ش در سن ۸۲ سالگي در تهران از دنيا مي‌رود؛ برخلاف آن‌چه در سریال درباره‌ی مرگ خان مظفر به‌دست سیدمرتضی ابراز می‌شود.

در سال ۱۳۶۲ حاتمی، کمال الملک، فیلمی بر مبنای زندگی نقاش بزرگ ایرانی و رابطه اش با شاه و دربار قاجار را ساخت
در سال ۱۳۶۲ حاتمی، کمال الملک، فیلمی بر مبنای زندگی نقاش بزرگ ایرانی و رابطه اش با شاه و دربار قاجار را ساخت

از این دست نمونه‌ها در هزاردستان و سایر کارهای تاریخی علی حاتمی بسیار بیش‌تر می‌توان یافت که به‌نظر می‌رسد احصاء همین چند دست در این مختصر کفایت کند. اما حاصل این‌همه چیست؟ در یک نگره، می‌توان این‌همه را تحریفی آشکار نسبت به تاریخ دانست و با تقبیح رویکرد دل‌بخواه کارگردان و نویسنده، تماشاگر را از باور شبهات و کژمداری‌های تاریخی برحذر داشت و به تبیین حقایق این عرصه نشست. چنین ره‌یافتی، اگرچه ظاهر صائبی دارد، ولی در عمق از درک جایگاه هنر و هنرمند در عرصه‌های اجتماعی و از جمله تاریخ عاجز است. نگارنده این نکته را به صرف این‌که علی حاتمی اکنون دارای جایگاهی ویژه در سینما و تلویزیون کشور است و بعد از مرگش هم این جایگاه به مراتب افزون‌تر شد، نمی‌گوید.
شخصاً به‌جز مواردی ازجمله همین هزاردستان که اثری بسیار سترگ و ارزشمند است، دوست‌دار آثار حاتمی نیستم و نوع دیالوگ‌پردازی‌اش و تیپ‌سازی‌های شخصیتی‌اش را در غالب کارهایش مخصوصاً فیلم بسیار تحسین‌شده‌ی مادر نمی‌پسندم. اما فارغ از موارد سینمایی و سلایق و عقاید منتقدانه، به‌نظر می‌رسد رویکرد تاریخی حاتمی، دقیقاً منطبق با همان ساحتی‌ست که هنرمند در نسبت با تاریخ و روح نهفته در آن دارد. تاریخ، تکرار لحظات گذرای بشریت است و ثبت آن توسط مورخ متمایز از درک جوهره‌اش توسط هنرمند است. مورخ با رقم و آمار و سند سروکار دارد و هنرمند با کنش‌ها و واکنش‌هایی انسانی که در بزنگاه‌های سرنوشت‌ساز زمان، قابل تحلیل و تعمق‌اند.

س از ساخت جعفر خان از فرنگ برگشته بر اساس نمایشنامه‌ای به همین نام از حسن مقدم، حاتمی در سال ۱۳۶۸ فیلم مادر را ساخت.
پس از ساخت جعفر خان از فرنگ برگشته بر اساس نمایشنامه‌ای به همین نام از حسن مقدم، حاتمی در سال ۱۳۶۸ فیلم مادر را ساخت.

خان مظفر در روایت حاتمی اگرچه شباهت‌هایی با فرمانفرما دارد، اما قرار نیست طابق‌النعل بالنعل، سایه‌ی او در روایت داستانی باشد. خان مظفر، چکیده‌ی همه جریان‌هایی‌ست که در عمق شبکه‌های اختاپوسی قدرت و ثروت، در لایه‌های مختلف سیاسی و اجتماعی نقش ایفا می‌کند و به جا‌به‌جایی و تعیین مهره‌های مقتضی مشغول است (مرحوم حاتمی خود گفته بود خان مظفر چکیده‌ی همه‌ی خاندان‌های حکومت‌گر در ایران است؛ نه فرمانفرماست، نه مخبرالسلطنه و نه امیر شوکت‌الملک…).
رضا خوشنویس، چه فرق می‌کند همان عمادالکتاب باشد یا کریم دواتگر؛ وقتی قرار است تجسمی ‌از مواجهه با شعبده‌ی حق و باطل در عالم سیاست باشد و در پی آن، ابزاری فریب‌خورده که برخلاف نیت پاک‌اش به جنایت مبادرت می‌ورزد (مگر می‌توان صحنه‌ی قتل پسرک را در مقابل سقاخانه برای مصلحت تروری سیاسی فراموش کرد؟) شعبان استخوانی در واقعیت بسیار متفاوت از شعبان جعفری‌ست؛ ولی جایگاه تاریخی لمپنیسم را در سرویس‌دهی به ارباب قدرت در مواقع بحرانی مشروعیتی و مشارکتی، به شیواترین بیان یادآور می‌شود. هزاردستان از داده‌های تاریخی، زنجیره‌ای فراهم آورده است که با جا‌به‌جایی حلقه‌های تشکیل‌دهنده‌اش، سیری دراماتیک، ذی‌روح و هدف‌مند به پیکره‌ی خشک تاریخ بخشیده است.

دلشدگان را می توان آخرین فیلمش دانست. اگر چه پس از آن به ساختن فیلم جهان پهلوان مشغول شد اما سرطان اجازه ادامه آن را نداد.
دلشدگان را می توان آخرین فیلمش دانست. اگر چه پس از آن به ساختن فیلم جهان پهلوان مشغول شد اما سرطان اجازه ادامه آن را نداد.

این رویکرد در سایر کارهای تاریخی حاتمی نیز اگرچه نه به قوت و قدرت هزاردستان مشهود است و برای همین هم آن‌چه از نقاشی و موسیقی و سفارت و سلطنت و مجاهدت در این آثار جاری‌ست، معطوف به روح نهفته‌ای‌ست که در لایه‌های زیرین و ارگانیک تاریخ شکل گرفته است و نه لزوماً در مدارک و اسنادی که از منابع و کتب تاریخی به دست‌آمده‌اند. به عبارت دیگر، قطعاً می‌توان ایرادهای تقویمی و زمانی در کارهای حاتمی پیدا کرد، ولی این متفاوت است با این‌که از تحریف تاریخ سخن برانیم.
امیدوارم این بحث، دامنه‌اش چنان وسیع درنظر گرفته نشود که بتوان هر رطب و یابسی را که رسماً از وقایع تاریخ فاصله گرفته‌اند و به دروغ‌گویی آشکار متوسل شده‌اند بدان‌وسیله توجیه و بلکه تکریم کرد. در چندسال اخیر، شاهد آثاری بوده‌ایم که به فراخور اقتضائات سودجویانه و متملقانه‌ی مؤلفان و تهیه‌کنندگان‌شان، به تحریف آشکار وقایعی که هنوز دیرزمانی از وقوع شان نگذشته است و بسیاری نه‌فقط با چشم که با عمق جان ناظرشان بودند، دست زده‌اند. اینان نه فقط واقعیت‌ها و مستندها جعل کرده‌اند که جان‌مایه‌ی پویای تاریخ را هم کات زده‌اند و زاویه‌ی دوربین خود را وارونه تنظیم ساخته‌اند. تلاش حقیر و نافرجام این دریوزگان و فرصت‌طلبان کجا و روح شیدا و هنرمند حاتمی کجا که به شیوایی ابراز داشته بود: «ایراد تاریخی، قلب حقیقت تاریخ است؛ به قصدی و عمدی…»

همچنین ببینید

ویــژه | زنان و زدودن عنصر مردسالاری از ادبیات

مهتاب افشین نسب | ورود زنان به عرصه ی ادبیات ایران طی سال های اخیر …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

14 + 15 =