خانه / تقویم روز / ۱۸ دسامبر | سالمرگ واتسلاو هاول
واسلاو هال

۱۸ دسامبر | سالمرگ واتسلاو هاول

واتسلاو هاول زاده ۵ اکتبر ۱۹۳۶ – درگذشته ۱۸ دسامبر ۲۰۱۱ اولین رئیس جمهور جمهوری چک از ۲ فوریه ۱۹۹۳ تا ۲ فوریه ۲۰۰۳ بود. او سیاست‌مدار، نمایش‌نامه نویس و نویسنده بود.

او در پراگ در خانواده‌ای فرهنگی و روشنفکر به دنیا آمد. خانوادهٔ متعرض وی به طور مستقیم با اتفاقات فرهنگی و سیاسی چکسلواکی از سالهای۱۹۲۰ تا ۱۹۴۰ در ارتباط بوده و به همین دلیل رژیم کمونیستی چکسلواکی به هاول اجازهٔ تحصیلات دبیرستانی را بعد از سال ۱۹۵۰ نداد و او مجبور به گذراندن دوره‌های شبانه برای تمام کردن مقطع دبیرستانی شد. وی در سال ۱۹۵۴ موفق به اخذ دیپلم متوسطه شد. سابقهٔ اختلافات سیاسی دوباره دلیلی برای عدم پذیرش وی در دانشکده‌های علوم انسانی شد و او به ناچار رشته اقتصاد را برای ادامه تحصیل در دانشگاه پراگانتخاب کرد. واتسلاو هاول این رشتهٔ تحصیلی را بعد از دو سال ناتمام رها کرد. سنت فرهنگی خانوادگی و علاقهٔ شخصی ذهن پویای وی را به دنبال علوم اجتماعی و فرهنگی می‌کشید و انگیزه‌ای روز افزون در وجود وی ایجاد می‌کرد.

او بعد از اتمام خدمت سربازی در سال های۱۹۵۷-۱۹۵۹ به عنوانِ کارگردان پشت صحنه در تئاتری در پراگ مشغول به کار شد و همزمان تحصیل مکاتبه‌ای را در رشتهٔ دراما در دانشکدهٔ هنر دانشگاه پراگ آغاز کرد. اولین بازی کامل وی در سال ۱۹۶۳ با نمایشنامهٔ جشن باغچه روی صحنه رفت و جوائز و موفقیت بزرگی برای وی به همراه آورد. به دنبالِ آن نمایشنامهٔ خاطرات از موفقترین کارهایش را خلق کرد. واتسلاو هاول در سال ۱۹۶۴ علی‌رغم میل خانواده و مخالفت مادرش با خانم اولگا نپلخالوا ازدواج کرد.

جوّ اختناقی که پس از افول بهار پراگ در سال ۱۹۶۸ بوجود آمده بود هاول را برای مدتی از تئاتر و نمایش محروم ساخت، ولی فعالیتهای سیاسی وی را بارزتر کرده و وی را وارد دنیای سیاست نمود. در طول حیاتش نوشته‌ها و فعالیتهای سیاسی او باعث به زندان افتادن و تحمل حبس‌های پیاپی و طولانی مدت شد که بیشترین آنها به چهار سال حبس و تحت مراقبت بودن انجامید.

هاول شاهکار خود خرامیدنی حزین داستان سیاستمداری که بیمِ بازگشت به محبس دارد را پس از آزادی از زندانِ چهار ساله نوشت. از جمله دیگر شاهکاری هاول قدرت ضعیفان در وصف بعد از توتالیتاریسم است که سیاست و جامعه مدرن را مهیا کننده مردم برای زندگی در دروغ می‌خواند.

هاول در سال ۱۹۸۹ اولین رئیس جمهور غیرکمونیست حکومت چکسلواکی شد، وی نقشی کلیدی در پیروزی انقلاب مخملین چکسلواکی داشت، انقلابی بدون خونریزی که منجر به فروپاشی حکومتِ کمونیستی چکسلواکی و تشکیل دو کشور جدید چک و اسلواکی شد.

در سال ۱۹۹۳ در اولین انتخابات کشور جمهوری چک پس از انقلاب مخملین به عنوان رئیس جمهور برگزیده شد. از جمله اقدامات مهم وی در اولین دورهٔ ریاست جمهوری فرمان عفو عمومی برای بسیاری از زندانیان و محکومان رژیم گذشته بود، اقدامی که به گفتهٔ بسیاری از منتقدانش آمار جرم را بعد از آن سال‌ها بالا برد. هاول قضاوت محاکم ناعادل را قابل اعتماد نمی‌دانست. هاول مهمترین دستاورد دوران ریاست جمهوری خود را فسخ و انحلال پیمان ورشو می‌داند. او از مهمترین رهبرانی بود که باعث پیوستن اعضای سابق پیمان ورشو به پیمان ناتو گردید.

وی در سال ۱۹۹۸ برای بار دوم به ریاست جمهوری کشورش برگزیده شد ولی این دوران ریاست، دوران کسالت جسمانی وی بود و بیماری‌های دستگاه گوارشی و سرطان شش به علت استعمال دخانیات باعث نگرانی دوستداران وی گردید. در دنیای سیاست هاول همواره حمایت کننده ای صبور برای مقاومت‌های بدون خشونت بوده است. بیل کلینتون شخصیت و روش مبارزه وی را به گاندی و نلسون ماندلا تشبیه کرده است.

مخالفت واتسلاو هاول با زدودن و کنار گذاردن مسئولان سیاسی حکومت کمونیستی در دوره‌های بعد از انقلاب ۱۹۸۹ باعث زیر سؤال رفتن نقش وی در این انقلاب مخملین و فروپاشی کمونیسم در آن کشور شده بود، ولی نتایج نظرسنجی سال ۲۰۰۵ واتسلاو هاول را سومین شخصیت محبوب کل تاریخ ملت چک معرفی کرد.

در سال ۲۰۰۳ او موفق به دریافت جایزه صلح گاندی از طرف حکومت هند به خاطر حمایت‌هایش از حقوق بشر در بدترین شرایط و فعالیت‌های صلح دوستانه شد. وی از جمله شخصیت‌هایی بود که به حکومت جمهوری اسلامی ایران برای آزادی اکبر گنجی اعتراض کرده و خواستار آزادی وی از زندان شد. او همچنین در اکتبر ۲۰۱۰، در یک همایش بین‌المللی در پراگ به حمایت از نسرین ستوده وکیل دربند ایرانی پرداخت و خواستار آزادی فوری او از زندان شد.[۴]

هاول در طول زندگی سیاسی و هنری از طرف گروه‌ها و شخصیت‌های بین‌المللی زیادی مورد تقدیر قرار گرفته است که از آن جمله می‌توان به مدال آزادی فیلادلفیا ۱۹۹۴، نامزدی دریافت جایزه صلح نوبل و جایزه صلح گاندی اشاره کرد. او در سال‌های آخر زندگی‌اش به همراه همسر دوم خود، داگمار هاولوا (هنر پیشه تئاتر و تلویزیون که پس از مرگ دراماتیک همسر اولش اولگا با وی ازدواج کرد) زندگی آرامی به دور از صحنه سیاست داشت.

هاول از جمله حامیان گروه موسیقی د پلاستیک پیپل آو د یونیورس (The Plastic People of the Universe) و از دوستان صمیمی بیل کلینتون بود.

واسلاو هاول از جمله شناخته‌شده‌ترین چهره‌های تئاتر و ادبیات نمایشی اروپاست اما بخشی از شهرت او هم به حضورش در عرصه سیاسی جمهوری چک برمی‌گردد. هاول در ایران هم چهره شناخته‌شده‌ای است و برخی از آثار او به فارسی منتشر شده‌اند. «در کار رفتن» از جمله نمایشنامه‌های اوست که چند سال پیش با ترجمه رضا میرچی به فارسی منتشر شد.

اما این روزها دو کتاب دیگر هاول هم به بازار کتاب ایران آمده‌اند: «اعتراض» و «هتل کوهستانی» که هر دو در مجموعه «نمایش‌های زمانه» انتشارات جهان کتاب و با ترجمه رضا میرچی به چاپ رسیده‌اند. نکته قابل‌توجه در این ترجمه‌ها این است که میرچی نمایشنامه‌های هاول را مستقیما از زبان چک به فارسی برگردانده است. در کتاب «اعتراض»، به‌جز نمایشنامه‌ای با همین نام، چهار نمایشنامه دیگر هم حضور دارند: «فرشته نگهبان»، «شرفیابی»، «اشتباه» و «موتومورفوز». در این نمایشنامه‌ها هم به مانند دیگر آثار هاول، می‌توان دیدگاه‌ها و جهان‌بینی و نوع نگرش هاول به زندگی را مشاهده کرد.

همچنین تاثیر زندگی پرفرازونشیب او را هم می‌توان در دل همین آثار پی گرفت؛ زندگی‌ای که با طردشدن و محروم‌شدن از تحصیل تا حضور در تئاتر و نمایشنامه‌نویسی و در نهایت رسیدن به ریاست‌جمهوری چک را دربرمی‌گیرد. «فرشته نگهبان» نمایشنامه‌ای در یک پرده است که در سال ۱۹۶۸ نوشته شده و جزو مهم‌ترین آثار هاول به‌شمار می‌رود. «شرفیابی» در سال ۱۹۷۵ نوشته شده و «اشتباه» هم در سال ۱۹۸۳، یعنی کمی بعد از آزادشدن هاول از زندان. خود هاول در توضیحاتی درباره این نمایشنامه گفته: «در بسیاری از کشورهای جهان افرادی هستند که در جهنم خود گرفتارند؛ جهنم‌هایی در اصل متفاوت با آنچه که ما باید از سر بگذرانیم.

در عین حال افرادی هستند که نسبت به تلاش ما تفاهم دارند و موقعیت ما را درک می‌کنند. کسانی که می‌فهمند اگر آزادی انسان در یک نقطه از جهان در خطر است، یعنی در هر جای دیگری هم آزادی می‌تواند در معرض خطر قرار بگیرد. این درک و همدردی در زندان بسیار به من کمک کرد… نمایشنامه «اشتباه» قصد ندارد تنها تصویری از فضای یک زندان را ارایه دهد، بلکه به‌سادگی هشداری است نسبت به خطری که همه‌جا، در هر جامعه‌ای از جوامع بشری، چه بزرگ و چه کوچک می‌تواند وجود داشته باشد. شاید در این نمایشنامه بتوان نکته دیگری را هم یافت: «و آن آسیب‌پذیری ابدی جهان ماست و اینکه هر فرد در هر موقعیتی پاسخگو و مسوول مقام و موقعیتی است که دارد و نیز مسوول ملیتی که در آن زاده شده است.» نمایشنامه «موتومورفوز» با عنوان فرعی دگردیسی موتوریسم هم در سال ۱۹۶۰ نوشته شده و از جمله آثار دوران بلوغ ادبی هاول است. به این ترتیب پنج نمایشنامه‌ای که در کتاب «اعتراض» ترجمه شده‌اند، امکانی هرچند سطحی برای بررسی سیر تکامل آثار هاول به دست می‌دهند.

«هتل کوهستانی» اما نمایشنامه‌ای بلند در پنج‌پرده است و به گفته خود هاول «چیزی است وهمی با موضوع موجودیت انسان»، که این پرسش را پیش می‌کشد که ما تا چه اندازه با خودمان مطابقت داریم و تا چه اندازه به‌عنوان انسان وجود داریم. هاول همچنین در جایی دیگر درباره این نمایشنامه نوشته: «تا چه میزان این نمایشنامه قادر است به‌طور صحیح واکنش دوجانبه به وجود آورد، طبیعتا نمی‌دانم. چنانچه قادر به این کار باشد، کاملا خشنود خواهم بود. هیچ‌وقت فکر نکردم که نمایشنامه‌نویس فردی است باهوش‌تر از تماشاگر و او این حق را دارد که بیننده را در هر زمینه‌ای آموزش دهد. همیشه معنی کار خود را تنها در آن دیدم که بیننده را «در وضعیت خوش بیندازم» و با تحریک او، به‌طور عمیق ‌برانگیزانمش. او هرکه باشد، چیزی را که به این‌گونه برانگیخته شده، خودش درک می‌کند. اینکه بیننده در درون خود به چه چیز می‌رسد و به مرور برای چه چیز تصمیم می‌گیرد، به عقیده من همیشه سودمندتر است تا آنچه که به صورت برداشتی والا از نمایشنامه به‌طور آماده و شسته‌رفته یا در قالب هدیه‌ای فرهنگی دریافت می‌کند.»

به غیر از آن، سعی کردم برای یک هم‌سلولی‌ام به گونه‌ای هرچه دقیق‌تر هتل کوهستانی را شرح دهم. او با میل زیاد و توجه شگفت انگیز گوش کرد. وقتی در پایان از او پرسیدم، چه فکری می کرد، اگر مرا نمی‌شناخت و به هر دلیلی این نمایشنامه را می‌دید، بدون تامل گفت باور دارد که آدم حیله‌گری هستم که از او یک دلقک ساختم. و صادقانه از دست من عصبانی بود. اگر می‌گویم که علاقه دارم این نمایشنامه آرامش درونی تماشاگر را به هم بریزد و به گونه‌ای انسانی تکانش بدهد، به این معنی نیست که باید به این شکل اجرا شود.

به هر جهت حتی اگر واقعا این اتفاق بیفتد، فقط و فقط از دست خودم ناراحت می شوم که اندیشه زیبای خویش را نتوانستم با مفهوم کامل به عمل برسانم و یا این‌که در واقع کوشش کردم کاری را بکنم که انجامش غیر ممکن است…». هاول همچنین تاکید می‌کند که در این نمایشنامه به طور متنوعی «زمان و مکان را چرخ داده»، یعنی وضعیتی که در آن زمان به جلو و عقب می پرد، کشدار است و آهسته می گذرد. افراد از جهت مخالفی که خارج شده اند بر‌می‌گردند و انگار که در این بین کره زمین را دور زده و یا تمام کائنات را طی کرده‌اند. و می‌توان تمام اینها را به عنوان «بی‌هدفی» درک کرد. و البته هاول می گوید که اگر کسی بخواهد می تواند آن را به گونه دیگری بفهمد، یعنی همانند بخش طبیعی ساختار مفهومی بازی. در این جا هم، به مانند دیگر نمایشنامه‌های هاول، او به موضوع هویت انسانی و بحران آن می پردازد. به عبارتی به فروپاشی هویت انسانی در قالب و بعد روانکاوی آن، همچنین فروپاشی تداوم وجودی اش از نظر فلسفی و فروپاشی زمان به عنوان تجربه بعد وجودی‌اش.

همچنین ببینید

۲۶ بهمن زادروز شهریار مندنی‌پور

شهریار مَندَنی‌پور (زادهٔ ۲۶ بهمن ۱۳۳۵)، نویسنده و رمان‌نویس ایرانی است.  وی در ۲۶ بهمن …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

5 × یک =