خانه / مجله شعر گوهران / اختصاصی | یک شعر منتشر نشده از “لیلا صادقی”

اختصاصی | یک شعر منتشر نشده از “لیلا صادقی”

 نوشتن درباره لیلا صادقی به واسطه تجربه ها، تالیف ها و تلاش های او در گستره های وسیعی چون داستان، شعر، ترجمه، زبان شناسی، نقد ادبی و پژوهش های آکادمیک؛ فرصت و دقتی فراخ می خواهد؛ بلکه کارنامه کاری اش تا امروز به انصاف مورد بررسی قرار گیرد، تا این پرسش که او در کدام مورد از فعالیت های ادبی اش توانمند تر و تاثیرگذارتر است مشخص شود. پرسشی که پاسخ به آن به زعم نگارنده هم برای مولف و هم برای مخاطبش محورهایی مشخص را ایجاد خواهد کرد. با این همه او هرچه که در این زمینه ها از کار ادبی موفق یا غیر موفق ارایه داده باشد؛ در این امر اتفاق نظر وجود دارد، که در همه موارد، کار دقیق و حرفه ای را به انجام رسانده، که دست کم، نمی توان در ماهیت علمی یا تخصصی اش تردید داشت. همین اواخر ترجمه او از کتاب “شعر شناسی شناختی” مورد تحسین واقع شد، که اگر چه مخاطب انبوه، به دلیل تخصصی بودن اثر، نداشت؛ اما مخاطب آکادمیک و اهل مطالعه تحقیقی را به تحسین واداشت.

با این همه لیلا صادقی در سال های گذشته با وجود تحولات شدید ساختاری شعر فارسی، بر سبک ویژه خود که ریشه در جنبش های شعر زبان دهه ۱۳۷۰ داشته است مانده؛ اگر چه او در این شیوه به باورم به زبان شخصی خود رسیده و حتی توانسته مولفه هایی همچون “آشنایی زدایی” را در ساختار کلی شعر زبان مورد شناختمان از شاعران دهه ۱۳۷۰، به عنوان امضایی برای خویش طرح کند، و در بسیاری موارد مخاطب خود را با مفاهیم و یا تصاویر تازه روبه رو نماید. اما شاید پرسش از او و شعرش درباره الزام ماندن بر شعری که مولفه های زبانی را از اولویت های خود می شمارد، با توجه به تحولات ساختاری شعر؛ بیهوده نباشد.

شعر لیلا صادقی با وجود همه گرایش زبانی اش، اما مانند شعر شاعران زبان دیگر، هنوز از لذت و خلاقیت خالی نیست. اندیشه، حس آمیزی نیز در کنار این خلاقیت که البته در بسیاری موارد جای خود را به گرایشات زبانی می دهند هم در شعر او حضور دارند. شعری منتشر نشده از صادقی را با عنوان “سندروم رویا” که به صورت اختصاصی در اختیار مجله گوهران قرار گرفته است را با هم می خوانیم:

 

 

 

بگو نیست مگر نیست به جز خدا
که کوک می‌کنی‌ خواب را برای روز مبادا
چه تنگ گرفته‌ای به تن
حبس شده‌ای در روده‌های خاک
بی‌شباهت به دود در سینه‌ی مادر مبتلا به کفن!
بی‌دلیل مرده‌ای در پیله‌ی کرم ابریشم
بگو نیست به جز خدا در این دیار مگر کس
که خاک برده است تکه‌ای از تو از ما
لعنت ‏كند خدا و لعنت‏ كنندگان نیز کنند لعنت را
آتش نشانی به زبان این مردم چه می‌شود؟
روزنامه‌ها منتشر می‌کنند و پر تیراژ آه می‌کشند
سندروم مرگ ناگهانی کودکان در ارتفاع بالای هشت هزار متر
سندروم مرگ خاموش در نرده‌های حفاظ پنجره
سندروم بمباران شیمیایی
سندروم رویاها
مردم هم پر تیراژ ویراژ می‌دهند توی خیابان‌ و با شمع‌ها ها ها
با هربار خرید بلیت هواپیما
یک بلیت استخر و بدنسازی وی آی پی رایگان دریافت نمایید
هشتاد و هشت
نود و چهار
نه هزار و ششصد و یک نوزاد
زاد و نزاد
بگو نیست مگر به جز خدا نیست
خوابي كه مي شود پرز قالي و
هيچ شباهتي ندارد به شب‌هايي كه موش‌ها
به صورت آزمايشگاهي
منفجر می‌شوند
از بيداري پي در پي
نه از بي‌خوابي در پي
و سندروم
نام زنی است كه در نسبت خوني‌اش با خاک
چشم‌هاي بسته را از در مي‌گيرد و باز مي‌ماند
دانشمندان تنها مي‌دانند كه
مرگ روياها منجر به مرگ انسان مي‌شود
بگو مگر نیست هیچ کس
که نیست هیچ مگر نیست کس

 

همچنین ببینید

ویــژه | زنان و زدودن عنصر مردسالاری از ادبیات

مهتاب افشین نسب | ورود زنان به عرصه ی ادبیات ایران طی سال های اخیر …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شش + 7 =