خانه / کتاب روز / دوزخ | ژان پل سارتر | ترجمه حمید سمندریان
دوزخ ژان پل سارتر

دوزخ | ژان پل سارتر | ترجمه حمید سمندریان

نمایشنامه دوزخ نیز یکی از آثار ارزشمند این اندیشمند بزرگ است که در آن تصویری متفاوت از دوزخ را نشان می دهد تصویر که در آن خبر از شکنجه گر فیزیکی نیست و افراد به سبب آنچه که انجام داده اند،رنج می برند. در این نمایشنامه خواندنی که به قلم حمید سمندریان ترجمه شده است. سه شخصیت نا آشنا و غریبه به نام های «گارسن»، «اینز» و «استل» که هیچ وجه مشترکی با هم ندارند، در اتاقی بسته که به سبک دوران امپراطوری روم تزیین شده است به سر می برند.

 گارسن مردی بسیار بزدل است که از جنگ فرار کرده است. اینز زنی خبیث و مظنون به قتل شوهر دوستش است و اما استل کودک کشی است که عذاب وجدان این عمل بر سینه اش سنگینی می کند. آنها مرده اند و این اتاق تصویر سارتر از جهنم است. مکانی بدون خواب و رویا، بدون چشم بر هم زدن و بی کتاب و پنجره و… هیچ آیینه ای وجود ندارد تا به کمک آن خودشان را همان طوری که دیگران می بینند، مشاهده کنند. دوزخی که در آن خبری از شکنجه گر نیست تا آنها را شکنجه ی فیزیکی بدهد. آنها به سبب پشیمانی خودشان را شکنجه می دهند و تلاش می کنند با توجیه های خودشان زندگی ای را که زیسته اند، بررسی کنند. آنها با انتقادها و با شناختی که به زودی از عیوب دیگری به دست می آورند، همدیگر را شکنجه می دهند.

ایده «دوزخ حضور دیگری است» ایده اساسی و مشهور سارتر است. او این ایده را در نمایش‌های خود اجرا می‌كند، دوزخ یكی از این نمایش‌هاست. صحنه نمایش دوزخ است و شخصیت‌های این نمایش همگی مردگان‌اند، آنان پیشاپیش امكان هرگونه نجاتی را از دست داده‌اند، مرگ امكان هر نوع رهایی را ناممكن كرده است، چنان‌كه وقتی درهای اتاق باز می‌شود آنان قادر به نجات خود نیستند فی‌الواقع درهای نجات بسته شده است. «در بسته» عنوان دیگر اما بامسمای نمایش‌نامه دوزخ است. سه شخصیت اصلی نمایش یك مرد (گارسن) و دو زن (اینس و استل) هستند، آنان هر سه به عذاب محكوم شده‌اند اما در اتاق بسته درمی‌یابند كه گرچه از عذاب خبری نیست، اما چیزی بیشتر از عذاب آنها را معذب می‌کند و آن همانا حضور هر یک از دیگری است. در ابتدا گارسن تصمیم می‌گیرد سکوت پیشه کند و حرفی نزند تا به حساب خود آزادی عمل داشته باشد اما خیلی زود درمی‌یابد چنین روشی- سکوت پیشه‌کردن- کاری سخت و تقریبا ناممکن است. نگاه بهانه‌جو و قضاوت‌گر دیگری هریک از آنان را در موضع محکوم و به یک تعبیر در موضع اعتراف قرار می‌دهد. گارسن می‌خواهد خود را ذاتا شجاع معرفی کند. هرچند در لحظه آخر مرتکب عمل بزدلانه فرار شده است اینس این را به او یادآوری می‌کند. همچنین به او می‌گوید که ذاتا -ماهیتا- شجاع‌‌بودن معنا و مفهومی ندارد و انسان در نهایت چیزی نیست جز «عملی» که انجام می‌دهد و او (گارسن) که موقع نشان‌دادن شجاعتش سوار ترن شده و به مکزیکو فرار کرده فی‌الواقع آدم‌ ترسویی است. اینس با این سخن پیام دردناک اصالت وجود سارتری را به او ابلاغ می‌کند.

کشمکش‌ها، اذیت و آزارها و بهانه‌جویی‌هایی پی‌درپی اتفاق می‌افتد و گارسن مستاصل به در اتاق می‌کوبد تا شاید مفری برای گریز از دوزخ دیگران پیدا کند ناگاه دری که باز نمی‌شد به یکباره گشوده می‌شود اینس به گارسن می‌گوید خب منتظر چه هستید بروید. گارسن در پاسخ می‌گوید: نه نمی‌روم و در جای خود می‌ماند. استل نیز از جایش تکان نمی‌خورد «اینس مثل همیشه کشف اصلی را بیان می‌کند. ما از هم جداناشدنی هستیم گارسن در را می‌بندد باید بماند چون به جز اینس و استل که از رازهای او باخبر شده‌اند دیگر کسی به او فکر نمی‌کند، اینس می‌گوید ما تا ابد با هم هستیم و گارسن چنین نمایش را به پایان می‌رساند: باشد ادامه می‌دهیم»

در بخشی از این اثر می خوانیم:«اين مجسمه اين‌جاست، هروقت نگاش مي‌کنم مي‌فهمم که توي جهنم هستم. همه‌چيز از قبل پيش‌بيني شده‌س. هيچ‌وقت باور نمي‌کردم که چه حرف‌هايي درباره‌ي اين‌جا مي‌زدن… جهنم پر از وسايل شکنجه‌س، يادتونه؟ ولي جهنم ديگرانند… جهنم شما هستيد..» نشر  قطره به تازگی و چند سال پس از درگذشت حمید سمندریان، این نمایشنامه را در ۵۸ صفحه چاپ و روانه بازار نشر کرده است.

همچنین ببینید

شبانه‌ها | کازوئو ایشی‌گورو | ترجمه‌ی علیرضا کیوانی‌نژاد

محسن فدایی | «اندوه در پنج ثانیه». این عنوان مقاله‌ای است که در هفته‌نامه آبزرور …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

2 × یک =