خانه / چهره روز / طاهر بن جلون | Tahar Ben Jelloun
طاهر بن جلون

طاهر بن جلون | Tahar Ben Jelloun

اسد الله امرایی | «… عزيزم، تو بزرگ شده‌اي و تغيير کرده‌اي. هر جا بروي دختر پدر و مادرت هستي و بچه‌ي همين ده. مي‌تواني زبان‌هاي ديگري ياد بگيري و کشورهاي ديگر را ببيني، اما زادگاه تو، خاکي که تو را پذيرفت، سقفي که بالاي سرت بود، مردمي که دوستت داشتند، دست‌هايي که تو را نگه مي‌داشتند و بر سرت دست نوازش مي‌کشيدند؛ نسيم مه تابستان‌ها خنکت مي‌کرد، درختي که بر سرت سايه مي‌انداخت – هر جا که باشي با تو هستند و فراموشت نمي‌کنند. اينجا سرزمين توست، صورت تو. خيال نکن اگر به مدرسه بروي از دست آنها راحت مي‌شوي. ريشه‌هايت همين جاست، انتظار تو را مي‌کشد…» اين تكه‌اي از رمان با چشمان شرمگين طاهربن جلون است.

«طاهر بن‌جلون» متولد سال ۱۹۴۴ در فاس مراكش چشم به جهان گشود و در سال ۱۹۷۱ به فرانسه مهاجرت كرد. او يكي از مشهورترين نويسندگان فرانسه‌زبان به شمار مي‌آيد و آثارش به ۴۳ زبان زنده دنيا از جمله فارسي ترجمه شده است. نخستين اثري كه از بن‌جلون منتشر شد اگر اشتباه نكنم داستان كوتاه تروريست بود كه با ترجمه من منتشر شد، در يكي از اين نشريات كه حالا جزو تاريخ مطبوعات است و نسخه‌هايش هم احتمالاً عتيقه و بايد از مطبوعاتي پارس تهيه‌اش كرد. بعدها همين داستان را در مجموعه «زن‌وشوهر واقعي» داستان‌هاي كوتاه آفريقا از مجموعه پنج‌ جلدي داستان‌هاي پنج قاره در نشر افراز منتشر شد. رمان با چشمان شرمگين او را هم من ترجمه كردم كه انتشارات مرواريد دو چاپ آن را به بازار فرستاد و از چاپ دوم به بعد اين چشمان شرمگين چشم خورد و به تير غيب گرفتار شد و از پيشخان كتابفروشي‌ها غيب شد و…. خود بن‌جلون هم از انتشار اين كتاب خاص خبر دارد و از طريق دوست عزيزم خانم مهري شاه حسيني برايش فرستاده‌ام. «فساد در كازابلانكا» را محمدرضا قليچ‌خاني ترجمه كرد و انتشارات مرواريد منتشرش كرد. همين كتاب با عنوان« مرد خسته» با ترجمه سميه نوروزي در نشر ققنوس منتشر شد.

رمان «مرگ نور» هم با ترجمه بهمن يغمايي و محمدهادي خليل‌نژاد در نشر چشمه منتشر شد.ويرايش آن را هم سميه نوروزي انجام داده كه با قلم بن‌جلون آشنايي دارد. دو كتاب ديگر از بن‌جلون هم در خارج از ايران به فارسي منتشر شده. يكي شب قدر نام دارد.

بن‌جلون جوايز متعدد ادبي را برده است. جايزه اوليس را بابت مجموعه آثارش در بيست و چهارمين جشنواره فيلم و فرهنگ مديترانه گرفت جايزه گنكور هم از جوايزي ست كه برده. آكادمى گنكور به هنگام اعطاى اين جايزه معتبردر سال ۱۹۸۷ به او اعلام كرد «بن‌جلون با خلق آثارى به غايت زيبا و شاعرانه به غناى درونى زبان فرانسه كمك فراوانى كرده است.»

بن جلون از مدرنيته نامتجانس مراكش و از دردهايي مي‌نويسد كه زندگي مردم را تهديد مي‌كنند؛ فساد،بيكاري، فقر، قاچاق مواد مخدر و استبداد را به چالش مي‌كشد. استبدادي كه اين روزها كوس رسوايي‌اش را بر سر هر بامي مي‌زنند. آثار بن جلون بازتابي از موقعيت امروز مراكش و كشورهاي عربي شمال آفريقاست. زندگي مهاجران محور آثار بن‌جلون است. مهاجرت را نتيجه استعمار مي‌داند كه دلخواه افراد نيست. مهاجرت سفر تفريحي لذت‌بخش نيست، از سر ناچاري ست. مهاجرت بسيار سخت و دشوار است و مراحل وحشتناكي دارد كه تبعيض، تحقير و تنهايي كمترين آنهاست. آثار بن‌جلون در عين سادگي اضطراب‌ را به جان خواننده مي‌ريزد. هرچند مسائل را تغيير نمي‌دهد، اما تلنگري‌ست كه خواننده را به فكر فرو مي‌برد. خودش مي‌گويد شخصيت‌هايش را خيلي دوست دارد و احساس نزديكي مي‌كند و خود را در جايگاه آنها مي‌گذارد درست شبيه هنرپيشه‌ها.

بن‌جلون حدود سي جلد رمان و داستان كوتاه دارد. هر روز كار مي‌كند. درست مثل يك كارمند موظف. اصلاً از نوشتن خسته نمي‌شود. به دوستي اهميت مي‌دهد. ضمن آنكه مي‌نويسد مترجم هم هست. آثار بسياري از شاعران عرب را به فرانسه ترجمه كرده است. از جمله آنها آثار محمود درويش است كه معتقد است قوه تخيل بسيار قوي دارد. و اصلاً شاعر به دنيا آمده است. بن‌جلون هم مثل درويش و ادوارد سعيد محبوب همه اعراب است و البته مثل باقي نويسندگان و روشنفكران عرب استبداد‌ستيز و آزاديخواه، آرمان فلسطين را هم از ياد نمي‌برد. او هم در كنار بسياري از نويسندگان جهان در صف‌بندي جهاني به طرفداري از فلسطيني‌ها پرداخت. همراه كساني مثل ژان ژنه و ژوزه ساراماگو به فلسطين سفر كرد و در بسياري از فعاليت‌هاي سياسي و تظاهرات فلسطيني‌ها شركت كرد.

بن‌جلون رمان «مرگ نور» را براساس جنايتي نوشته که در تاريخ معاصر مراکش رخ داده ‌است و امروز كه درهاي سازمان امنيتي مخوف باز شده ديگر حالت داستان ندارد و بيشتر روايت تاريخي ست. پس از کودتاي ناموفق جمعي از سران ارتش عليه سلطان حسن دوم، ۵۸ افسر و تعدادي شورشي و فعال سياسي ديگر به زنداني منتقل مي‌شوند که هيچ‌کس از وجود آن خبر ندارد و رژيم مراکش در مقابل فشار سازمان‌هاي بين‌المللي حقوق بشر تا مدت‌ها وجودش را انکار مي‌کند. زنداني زيرزميني به معناي واقعي و مجازي براي شکنجه روحي و مرگ تدريجي کساني که ديگران آنها را مرده مي‌پندارند.

زندانياني كه هجده سال در تاريکي مطلق با بيماري، فشار رواني، تنهايي و سکوت، زندان‌بانان بي‌رحم، عقرب و ترس و مرگ دست‌وپنجه نرم مي‌کنند. از همه زندانيان آن زندان تنها سه نفر زنده مي‌مانند. کساني که هجده سال در سلول انفرادي تاريک به نفس‌ کشيدن محکوم مي‌شوند که حتا در آن نمي‌توانند بايستند. خوراک روزانه‌ سوپ سبزي و نان بيات است. وقتي بعد از هجده سال صورت خود را توي آينه مي‌بينند، باور نمي‌كنند. پس از آزادي هم بايد سکوت کنند و تمام هجده سال را کابوسي بدانند و تصاويري زاييده‌ توهم. چون هيچ‌ جا اثري از زندان نيست؛ جاي آن جنگل بلوط است. درخت و گياه و نور.

همچنین ببینید

امانوئل کانت | Immanuel Kant

رضا داودی | کانت در کونینگزبرگ، واقع در پروس شرقی، در سال ۱۷۲۴ در خانواده‌ای …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پانزده − هشت =