خانه / ویژه / ویــژه | زنان و زدودن عنصر مردسالاری از ادبیات
تصویری از گروه جمعیت نسوان وطن خواه اولین گروه سیاسی اجتماعی زنان در ایران

ویــژه | زنان و زدودن عنصر مردسالاری از ادبیات

مهتاب افشین نسب | ورود زنان به عرصه ی ادبیات ایران طی سال های اخیر افزایش کمی و کیفی چشمگیری داشته است؛  به گونه ای که نزدیک به ۳ هزار اثر ادبی در حوزه های داستان نویسی و شعر توسط زنان در سال خلق می شود.
اگرچه پس از مشروطه و در دوران معاصر بانوان همواره نقشی پر رنگ و اثرگذار در ادبیات ایران داشته اند، اما به باور کارشناسان این حضور طی چند دهه ی اخیر به حدی استوار و باورپذیر بوده که به تثبیت جایگاه زنان در ادبیات، همگام با مردان منجر شده است.
حضور فعال زنان در عرصه ی ادبیات و خلق آثاری که از اندیشه و وجود آنان بر می خیزد، به باور بسیاری مهم ترین تاثیر را بر رویکرد مردانه در تاریخ ادبیات ایران گذاشته است و توانسته خط بطلان بر انگاره های غلط موجود در ادبیات مردانه یی بکشد که سال ها زن را موجودی ضعیف، ستم پذیر، تحت سلطه، نیازمند، خطاکار و اغواکننده به تصویر کشیده است.
این تصویر از زن را در آثار برخی نویسندگان مرد معاصر به وضوح می توان دید. به عنوان مثال آثار «صادق چوبک» و «غلامحسین ساعدی» پر هستند از زنانی که فقط در غالب بدکاره، ژنده پوش و مشغول به کارهای پست می گنجند. در بیشتر این آثار نه تنها نشانی از زن اندیشه ورز و آگاه به چشم نمی خورد، بلکه هیچ تلاشی نیز برای آسیب شناسی از چالش هایی که زنان را به منجلاب تباهی کشانده نشده است؛ گویی از دید این نویسندگان، زنان به طور فطری موجوداتی گناهکار و فسادگرند. این نگاه جنسیتی و رویکرد مردسالارانه در آثار ادبی گذشته تا حدی است که منتقدان ادبی نیز بر آن صحه گذاشته اند.
«رضا براهنی» نویسنده، شاعر و منتقد ادبی، سراسر تاریخ ادبیات ایران را تحت تاثیر نگاه مردانه می داند. وی در کتابی با عنوان «تاریخ مذکر» مردسالاری و کم توجهی به حضور زنان در تاریخ ادبیات را مورد نقد و بررسی قرار داده است؛ نگاهی که البته ورود فعال و روشنگرانه ی زنان به عرصه ی ادبیات طی سال های اخیر منجر به تغییر آن شده است.
با ظهور نویسندگان زنی چون «سیمین دانشور»، «منیرو روانی پور»، «زویا پیرزاد» و … در ادبیات معاصر ایران، زنان حاشیه یی، کمرنگ و بی نوای داستان های گذشته، از لایه های خاکستری داستان ها بیرون آمدند و توجه بیشتری به این قشر و چالش هایشان شد؛ چالش هایی که فرهنگ و جامعه به آنها تحمیل کرده بود. زنان نویسنده و شاعر در نهایت توانستند با قلم خود حقیقت وجودی زن را پیش چشمان مخاطب ترسیم کنند. هم آنها بودند که توانستند واژگانی چون «نسوان»، «ضعیفه» و «رفیقه» که تا آن زمان برای توصیف زن در ادبیات به کار برده می شد از مفهوم تهی سازند.
با شکل گیری این جریان که به دمیده شدن روح زنانگی و تثبیت جایگاه زنان در ادبیات معاصر منجر شد، دیگر زنان نه تنها سوژه های کم فروغ، مفلوک و نیازمند رمان ها و شعرها نیستند، بلکه به قهرمان های اصلی داستان ها تبدیل شده اند. نویسندگان زن معاصر با آگاهی کامل نسبت به حقوق و چالش های زنان، ادبیات معاصر را در مسیری قرار داده اند که دیگر القا کننده ی سلطه پذیری، نادانی و بی حق و حقوق بودن زنان نیست بلکه زن را منشا اثر، عشق و قدرت می داند.

ادبیات امروز زنان؛ بازتابی از چالش های جهانی و دغدغه های زنانه

به باور کارشناسان و اهالی ادبیات، زنان در سال های اخیر، همزمان با دستیابی به جایگاهی غیر قابل انکار در ادبیات ایران، توانسته اند در شناساندن عواطف، نیازها، احساسات، توانایی ها، حقوق و دغدغه های زندگی هم جنسان خود به جامعه کمک کنند.
نویسندگان زن معاصر به ویژه نسل های جدیدتر آنها، با دانش و بینش وسیع خود توانسته اند به دفاع آگاهانه ازحقوق زنان پرداخته و مختصات آرمان شهر خود را در مقابل دیدگان مخاطبان به نمایش بگذارند؛ آرمان شهری که در آن زن نقشی برابر با مرد را در جامعه ایفا می کند و از حقوقی برابر برخوردار است.
«فاطمه راکعی» شاعر، مترجم و نماینده ی مجلس ششم شورای اسلامی، در گفت و گو با گروه پژوهش و تحلیل خبری ایرنا، در توصیف کوشش زنان در این عرصه گفت: با توجه به پیشرفت هایی که در حوزه ی ارتباطات به وجود آمده، نسل حاضر زنان نویسنده و شاعر هم به مسایل جهانی اشراف بیشتری دارند و هم به زبان های جدید شعری و آنچه در جهان استعاره می گذرد احاطه پیدا کرده اند؛ در نتیجه خلاقیت زیاد و کلامی اثرگذار دارند.
به گفته ی راکعی در حوزه ی شعر امروز زنان، آنچه بیش از همه او را دلبسته کرده، آن است که زنان شاعر در این جریان شعری فقط دست به بازی های هنری نمی زنند و شعرشان محدود به مسایل شخصی و فردی و غم ها و آرزوهای خودشان نیستند و بازتاب دهنده ی معضل های اجتماعی به خصوص چالش های زندگی بانوان هستند.
راکعی محتوای اعتراضی را یکی از شاخص های مهم در شعر زنان امروز دانست و در این ارتباط یادآور شد: این محتوای اعتراضی از نوع فمینیسم رادیکال که می خواهد همه ی دنیا را زنانه ببیند نیست، بلکه در چارچوب فرهنگ خودمان به نابرابری ها و آنچه هست و طبق قانون نباید باشد معطوف است.
این شاعر با اشاره به اینکه هنوز عده یی زن را ضعیفه می بینند و به حقوق انسانی مشخص زنان بی احترامی می کنند و می خواهند برای زنان از بالا تصمیم بگیرند افزود: زنان در عرصه ی شعر امروز می کوشند با نگاهی اعتراضی به تبیین عظمت های روحی و جایگاه اجتماعی همجنسان خود پرداخته و آرمان شهر مورد نظر خود را به مخاطب بشناسانند. آنها سعی دارند در مقابل اتفاق هایی که در جامعه می بینند و به نفع زنان نیست واکنش نشان دهند و منفعل نباشند. چراکه هم در آرمان های انقلاب اسلامی و هم در آموزه های دین مبین اسلام جایگاه ویژه یی برای زن وجود دارد.
به گفته ی راکعی، این رویکرد به شکل گیری جریانی از شعر متعهد انقلاب اسلامی و پر و بال گرفتن آن منجر شده؛ جریانی که در کنار مسایل اجتماعی زنان به مسایل اجتماعی جهانی توجه دارد و در آرزوی صلح و آشتی جهانی به سر می برد.

جایگاه زنان در ادبیات امروز تثبیت شده است

تلاش زنان در عرصه ی ادبیات معاصر به ویژه در دوران های جدیدتر تا حدی بوده که به گفته ی کارشناسان به تثبیت جایگاه آنها منجر شده است.
فاطمه راکعی در این ارتباط معتقد است: در سال های اخیر در حوزه ی ادبیات به خصوص در شعر که نوعی هنر کلامی است، زنان حرکتی رو به جلو داشته اند. آمارهایی به خصوص در زمینه ی شعر وجود دارد که نشان می دهد، تعداد زنان شاعر از مردان شاعر طی این سال ها پیشی گرفته است.
«عبدالجبار کاکایی» نویسنده، شاعر و زبان شناس نیز در این باره به پژوهشگر ایرنا گفت: به طور قطع در دوران جدید اثرگذاری بانوان در ادبیات بیشتر شده است. با ظهور چهره های پر فروغی چون خانم ها بهبهانی، فرخزاد و دانشور و پیروان آنها در ادبیات معاصر زنان، تحول های تازه یی در این عرصه افتاد که به هیچ وجه قابل قیاس با دوران های گذشته نیست.
وی افزود: اگرچه پیش از ظهور این چهره ها ما بانوان شاعر و نویسنده ی دیگری هم داشتیم، اما عناصر روانشناختی مهم از جمله استقلال زبان، شخصیت، نگاه و دید به طور مشخص در شعر آنها نبوده است. به گونه یی که شعر زنان فرقی با شعر مردان نداشته است. پروین اعتصامی که می توان او را میراث دوران شعری بانوان گذشته ی نامید، آثارش در محتوا و نوع نگرش هیچ تفاوتی با آثار «ناصر خسرو» یا «مولانا» ندارد.
به باور کاکایی ظهور زنان در ادبیات را از جایی می توان موثر به حساب آورد که آنها در نوشته های شان، خود واقعی شان را به نمایش گذاشتند و به چالش های طبقه ی خود پرداختند؛ زمانی که دیگر شعر زنان از مختصات زن بودشان نشات گرفت.
این شاعر در این ارتباط افزود: اگر شعر زنان را از این زاویه مورد سنجش قرار دهیم، باید بگوییم دستاوردهای دوران جدید کم سابقه و بلکه بی سابقه بوده است؛ دستاوردهایی که بعد از انقلاب اسلامی توسعه داده شد. حتی در جریان یکی از جدی ترین مکتب های ادبی انقلابی که یک مکتب کاملا ایدئولوژیک بود یعنی «ادبیات انقلاب» نقش زن ها خیلی بیشتر شد. آنها وارد عرصه شدند اگرچه در ابتدا خیلی محتاطانه عمل کردند اما در ادامه این نقش خیلی پررنگ تر شد.
به اعتقاد کاکایی این پیشرفت به گونه یی بوده که اکنون دیگر تفاوتی بین زن و مرد در کمیت و کیفیت آثار ادبی وجود ندارد و در این زمینه به مرز تعادل رسیده ایم. از اینرو می توان گفت زنان جایگاه خود در ادبیات را تثبیت کرده اند.

زنان و زدودن عنصر مردسالاری از ادبیات

به باور کارشناسان حضور فعال زنان در ادبیات معاصر به ویژه در ادبیات امروز، توانسته با تقلیل نگاه مردسالارانه در ادبیات، ارزش و جایگاه واقعی زنان را به تصویر بکشد.
به گفته ی عبدالجبار کاکایی در ادامه ی گفت و گو یا ایرنا، در ادبیات ایران به تعبیر سعدی سال ها قلم در کف دشمن بوده ؛ یعنی کسی که همواره قلم در دست داشته همجنس زن نبوده است از اینرو تعبیر منتقد معروف، رضا براهنی از ادبیات که آن را مذکر نامیده تعبیر درستی است.
به باور کاکایی اما ادبیات معاصر و به خصوص ادبیات امروز زنان در راستای اعاده ی حقوق زنان به عنوان یک نیروی خط شکن و پیش قراول عمل کرده است. امروزه شعرهایی را از بانوان شاعر می خوانیم که در آنها نمودهای تضییع حقوق زنان در زندگی اجتماعی به چالش کشیده شده است.
کاکایی با اشاره به اینکه گاه در این مسیر شاهد رویکردهای فمینیستی افراطی در کنار رویکردهای معتدل تر نیز بودیم، افزود: این طبیعت جامعه یی است که در حال گذار از فضای بسته است. در اینگونه جوامع در مسیر رسیدن زنان به حقوقشان موج هایی از فمینیسم ایجاد خواهد شد تا اینکه این امواج آرام آرام به تعادل برسند و حقوق واقعی زن اعاده شود.

دفاع از زنان؛ نیازمند حرکتی همه جانبه

اگرچه ورود نسلی آگاه از زنان به عرصه ی ادبیات کشور توانسته است بسیاری از انگاره های غلط در مورد زنان را به چالش کشانده و لباس مردانه را از تن ادبیات ایران در بیاورد، اما در مسیر اعاده ی حقوق زنان نیاز به یک حرکت جمعی در همه ی زمینه هاست.
کارشناسان معتقدند، اندیشمندان چه در حوزه و چه در دانشگاه که به طور معمول دو نهاد اثر گذار در زمینه ی تعلیم و تربیت هستند باید وارد بحث های کارشناسی وجدی در موضوع های اجتماعی از جمله موضوع زنان شوند.
به گفته ی کاکایی روند حاکم بر ادبیات امروز زنان که به تحول و دگرگونی در آن منجر شده، بهتر است در سایر عرصه ها نیز ایجاد شود.
کاکایی درباره ی این باور خود افزود: به نظر من فقط ادبیات نیست که قرار است دیدگاه های جنسیتی، یکطرفه و اشتباه را عوض کند. ادبیات در شکستن مرزها پیشگام است و به طور قطع مسیری که می رود به تغییر در نگاه های غلط گذشته نسبت به زن منجر خواهد شد، اما برای تسریع این روند هم مراکز علمی و دانشگاهی و هم مراکز دینی باید نقش خود را در اعاده ی حقوق زنان به درستی ایفا کنند؛ تا کم کم به مرز مساوات و برابری حقوق زن و مرد یعنی آن چیزی که در قرآن نیز به آن اشاره شده برسیم.
وی یادآور شد: سال هاست که در بیشتر زمینه ها از جمله در قانونگذاری و صدور احکام فقهی فقط مردان به استنباط و استنتاج می پردازند. در این شرایط ممکن است حقوق زن پایمال شود. بنابراین در مطالعات دانشگاهی و در مطالعات فقه و حوزه نیز باید مانند ادبیات روندی منصفانه، آگاهانه و برابری خواهانه در پیش گرفته شود.
حضور فعال و آگاهانه ی زنان در عرصه های مختلف حیات اجتماعی، امروزه بیش از هر زمان دیگر حس می شود. زنان امروز ایران با وجود تمام محدودیت های ناشی از انگاره های جنسیتی غلط رایج در فرهنگ و جامعه، توانسته اند توانایی های خود را در حوزه های اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و حتی سیاسی به اثبات برسانند. ادبیات شاید فقط نمونه یی از عرصه هایی باشد که اکنون زنان در آنها به نفوذی انکار ناپذیر دست یافته اند.
روند موفقیت های اجتماعی زنان در دهه های اخیر از این واقعیت مهم پرده بر می دارد که این قشر از جامعه همواره در فکر دست یابی به جایگاه حقیقی و حقوقی خود در زندگی اجتماعی بوده و هستند. اما آنچه امروزه این روند را تسریع کرده، آگاهی بیشتر زنان نسبت به توانایی ها و حقوقشان است، شناختی که توانسته تا حد زیادی بینش جامعه نسبت به زن را متحول سازد و تعریف های اشتباه از زن در فرهنگ ما را دستخوش تغییر کند.

همچنین ببینید

زیگفرید لنتس

آنچه ما را اقناع مي‌كند، آنچه بر ما تسلط دارد، در حاشيه قرار دارند

مترجم: سادات حسيني‌خواه | شهرت جهاني زیگفرید لنتس با شاهکارش «زنگ انشا» در سال ۱۹۶۸ اتفاق …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

2 × دو =